دوشنبه یازدهم خرداد 1388
اگر قورباغه لقاح خارجی دارد جفت شدن قور باغه نر و ماده به چه دلیل صورت می گیرد؟
در قورباغه تخمكها و اسپرم هااز كلوآك خارج مي شوند. از آنجائي كه ماده ژله اي اطراف تخمكها در تماس با آب متورم مي شوند لذابعد از تورم لقاح غير ممكن خواهد بود مگر اينكه لقاح بلافاصله و در لحظه خروج تخم از بدن ماده صورت گيرد و به همين دليل است كه خروج اسپرم و تخمك بايستي همزمان باشد بنا براين گر چه در قورباغه لقاح خارجي است اما جفت شدن دو جنس قورباغه براي اين كار ضروري است.لايه ژله اي اطراف تخمها چند مزيت براي آنها دارد .اول اينكه تخمها به هم مي چسبند و مانع از اين مي شود كه بلعيده شوند همچنين از آسيبهاي مكانيكي جلوگيري مي كند و احتمالا از حمله قارچ ها و باكتري ها نيز محافظت مي شوند.
سه شنبه پنجم خرداد 1388
سوالات
سه شنبه پنجم خرداد 1388
سوالات آزمون نهائی زیست شناسی و آزمایشگاه 2
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
افزایش بسیار زیاد کربن دی اکسید میزان فتو سنتز را کاهش می دهد.
منبع: *http://www.bghydro.com/BGH/static/articles/1106_co2.asp
**http://www.ingentaconnect.com/content/ap/bo/1997/00000080/00000004/art00489
***http://www.ag.auburn.edu/hort/landscape/supplementalCO2.html
****http://www.rocketscientistsjournal.com/2006/10/co2_acquittal.html
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388
تاثیر کربن دی اکسید بر میزان فتو سنتز
نظر شما درباره سوال 3 از فعالیت صفحه ی 77 کتاب سال اول چیست ؟ در این سوال در مزرعه ی گندم از ساعت 12 شب تا 6 صبح درصد دی اکسید کربن در مزرعه ی کندم کاهش یافته است به نظر شما علت چه می تواند باشد ؟

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
گردش خون کرم خاکی را به طور دقیق شرح دهید
گردش خون در کرم خاکی از طریق یکسری عروق بسته انجام می گیرد.ساده ترین دستگاه گردش خون بسته در کرم خاکی دیده می شود.دو رگ اصلی که در تشریح کرم خاکی قابل رویت است عروق خونی پشتی و شکمی است.این عروق ساختمانهای اصلی پمپ کننده خون می باشند.امواج انقباضی دیواره عروق عامل اصلی جریان یافتن خون در داخل عروق است به این امواج انقباضی امواج دودی(پریستالتیک )گویند.در رگ پشتی خون به سمت جلو حرکت می کند .رگ پشتی یک خط تیره را در طول سطح پشتی لوله گوارش کرم ایجاد می کند.در رگ شکمی خون به سمت عقب بدن حرکت می کند .شاخه های قطعه ای رگ شکمی روده و دیواره بدن را خونرسانی می کنند.این شاخه ها سرانجام وارد بستره های مویرگی می شوند تا مواد مغذی و اکسیژن را آزاد کنند .تبادل گاز بین این بستره های مویرگی و سطح بدن و محیط صورت می گیرد.اکسیژن به وسیله رنگدانه تنفسی هموگلوبین که در مایع خون محلول می باشد حمل می شود.از این بستره های مویرگی خون به داخل عروق خونی بزرگتری جمع شده و نهایتا به رگ پشتی می ریزند.در سطح مری شاخه های قطعه ای عروق به پنج جفت قوس آئورتی توسعه پیدا می کنند که می توان آنها را قلب ابتدائی نامید.آنها تیره بوده و در دو طرف مری توسعه پیدا می کنند وخاصیت انقباض دارند و فقط خون را از رگ پشتی به رگ شکمی پمپ می کنند.
منبع:http://www.esu.edu/~milewski/intro_biol_two/lab__12_annel_arthro/Annelida.html
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز
سوال:منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز به چه شکلی است؟
پاسخ:در غلظتهای پائین کربن دی اکسید .میزان فتو سنتز تقریبا به صورت خطی با افزایش غلظت کربن دی اکسید افزایش یابد.زیرا در این غلظت ها میزان فتو سنتز به وسیله میزان در دسترس بودن سوبسترا( کربن دی اکسید)محدود می شود.در گونه های C3 كربن دي اكسيد و اكسيژن بر سر محلهاي فعال روبيسكو با هم رقابت مي كنند وهمانطور كه غلظت كربن دي اكسيد كاهش مي يابد واكنش اكسيژناسيون روبيسكو نسبت به واكنش كربوكسيلاسيون روبيسكو افزايش مي يابد.در غلظت هاي بالاتر كربن دي اكسيد يك افزايش كمتري درميزان فتو سنتز به ازاء هر واحد افزايش در كربن دي اكسيد وجود دارد و نهايتا فتو سنتز به يك حد اشباءدر غلظت كربن دي اكسيد مي رسد.تحت چنين شرايطي واكنش كربوكسيلاسيون فتو سنتز حد اكثر است وميزان فتو سنتز يابه وسيله ميزان نور در واكنش هاي نوري و يابه وسيله سرعت بازسازي آنزيم هاي فتوسنتزي محدود مي شود.

منبع:http://web.grinnell.edu/courses/bio/qubitmanual/Labs/CO2/CO2Frame.html
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
نظر همکار
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
آیا مخمر ها میتو کندری هم دارند؟
سوال:آیا مخمر ها میتو کندری هم دارند؟
پاسخ: بلی.احتمالا با توجه به اینکه می دانیم مخمر ها تخمیر انجام می دهند توقع داشته باشیم میتوکندری نداشته باشند.مخمر يك موجود بي هوازي اختياري است و انرژي خود را از دو راه مي تواند توليد كند:وقتي غلظت اكسيژن پائين است محصول گليكوليز(اسيد پيروئيك)به اتانول و كربن دي اكسيد تبديل مي شودو كارائي توليد انرژي پائين است(دو مول ATP به ازاء هر مول گلوكز)واگر غلظت اكسيژن افزايش يابد اسيد پيروويك به استيل كوآنزيم آ تبديل مي شود كه مي تواند در چرخه كربس مورد استفاده قرار گيردو كارائي را به ۳۸ مول ATPبه ازاء هر مول گلوكزافزایش يابد .اثر مهاري اكسيژن بر روند تخمير رااثر پاستورگویند.اين اثر در سال 1857 توسط لوئي پاستور كشف شد.وي نشان داد كه هوا دهي به داخل مايه مخمر باعث مي شود رشد مخمر ها افزايش يابد اما بر عكس ميزان تخمير كاهش مي يابد. .تحت شرايط بي هوازي ميزان متابوليسم گلوكز سريع تر است اما مقدار ATP توليدی كم تر است. وقتي مخمر در معرض شرايط هوازي قرار مي گيردسرعت گليكوليز كند مي شود زيرا افزايش در توليدATP به عنوان يك مهار كننده آلوستريك در مسير عمل مي كند.از نقطه نظر توليد ATP اين يك مزيتي براي مخمر است كه در حضور اكسيژن چرخه كربس انجام دهد (توليدATP بيشتر از گلوكز كمتر).**بنا براین با توجه به اینکه مخمر ها تنفس سلولی نیز انجام می دهند*** بنا براین میتو کندری نیز دارند.****
منبع: * http://www.colby.edu/biology/BI163/163Lab/163Yeast08.pdf
** http://en.wikipedia.org/wiki/Pasteur_effect
***http://www.nature.com/nature/journal/v181/n4626/abs/1811809a0.html
****http://en.wikipedia.org/wiki/Yeast
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
نظر یکی از همکاران
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
نوع تخمیر در گلبول قرمز
سوال:در گلبول قرمز چه نوع تخمیری انجام می شود؟
پاسخ:گلبول قرمز بالغ به دلیل ازدست دادن میتوکندری خود قادر به انجام تنفس سلولی نیست و تخمیر لاکتیک انجام می دهد. گلبول های قرمز گیرنده انسولین ندارند و بنا براین جذب گلوکز در آنها تحت تاثیر انسولین نمی باشد.به دلیل اینکه هسته و اندامک های دیگر را ندارند سلول نمی تواند ساختمانهای جدید ایجاد کند و پروتئینها و آنزیمها را بازسازی کند و در نتیجه عمر آن محدود است.
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
مکانیسم عمل متفاوت انسولین و گلوکاگن
سوال:با اینکه پیک دومین گلوکاگن وانسولین یکسان وبافت هدفشان نیز یکسان است چگونه سلول های کبدی تشخیص میدهند که در پاسخ به انسولین گلیگوژن بسازند ودر پاسخ به گلوکاگن آن را تجزیه کنند؟
پاسخ:گلوکاکن از طریق فعال سازی آدنیلیل سیکلاز عمل می کند (میزانAMP حلقوی را در سلولهای هدف افزایش می دهد).گلوکاگن در بافت چربی باعث لیپولیز و آزاد شدن اسیدهای چرب و در کبد از طریق فعال کردن گلیکوژنولیز و گلوکونئوژنز باعث آزاد سازی گلوکز می گردد.عضلات اسکلتی گیرنده ای برای گلوکاگن ندارند.*گیرنده انسولین یک تیروزین کیناز است که از دو زیر واحد آلفا و دو زیر واحد بتا تشکیل شده است که توسط پیوندهای دی سولفیدی به هم متصلند.زنجیره های آلفا کاملا در خارج سلول قرار دارند و به عنوان محل اتصال انسولین عمل می کننددر حالیکه زیر واحد های بتا غشاء پلاسمائی را سوراخ کرده و از آن عبور می کنند .اتصال انسولین به زیرواحد های آلفا باعث می شود که زیر واحد های بتا خودبخود فسفریله شوند(اتو فسفریلاسیون)و نتیجه آن شروع فعالیت کاتالتیکی گیرنده می باشد.گیرنده فعال شده سپس تعدادی از پروتئینهای داخل سلولی را فسفریله می کند و با فسفریله شدن آنها فعالیت آنها تغییر می کند.و بدینوسیله یک پاسخ فیزیولوژیک ایجاد میشود.**ملاحظه می کنید که مکانیسم عمل انسولین و گلوکاگن کاملا متفاوت است و حتی AMPحلقوی عموما با اعمال انسولین مخالفت می کند و در تضاد است و حداقل قسمتی از اعمال انسولین از طریق فعال کردن آنز یم فسفو دی استراز(تجزیهAMPحلقوی ) و کاهش سطح AMPحلقوی اعمال می شود.*پیک ثانویه هورمون گلوکاگن AMPحلقوی است اما پیک ثانویه انسولین یک کیناز است.***
منبع:*http://www.medbio.info/Horn/Time%203-4/how_insulin_works.htm
**http://www.vivo.colostate.edu/hbooks/pathphys/endocrine/pancreas/insulin_phys.html
***بیوشیمی هارپر -جلد دوم-ترجمه بهرام قاضی جهانی -صفحه ۵۷۰
ادامه مطلب
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
چراکلیه سمت راست پائین تر از کلیه سمت چپ قراردارد؟
- The right kidney lies at a slightly lower level than the left one.
- This is due to the large size of the right lobe of the liver.
کلیه سمت راست اندکی پائین تر از سطح کلیه چپ قرار دارد و این ناشی از اندازه بزرگ لب راست کبد است که در بالای کلیه راست قرار دارد.
منبع:http://download.videohelp.com/vitualis/med/kidneys_and_ureters.htm
ادامه مطلب
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
گل داودي(Chrysanthemum Indicum )
خانواده: asteraceae
با اينكه گل داودي بعنوان يك گل واحد شناخته شده ولي بايد توضيح داد كه اين گل از يك دسته گل بهم فشرده تشكيل شده كه هركدام از اين گلها داراي كليه اعضاء و قسمتهاي مختلف گل مانند گلبرگ ، پرچم ، مادگي و كلاله دارا ميباشد . گل داودي به اشكال و رنگهاي مختلف يافت مي شود و بعضي از آنها بشكل ستاره اي و بعضي پُرپَر مي باشند . گلبرگها كه در اطراف دايرة گل داودي قرار گرفته ، داراي اعضاي گل ماده و ساير گلهاي كوچك كه در داخل دايرة اولي قرار دارند داراي عضو نر و ماده توامأ مي باشند . (البته هريك به تنهائي )جالب اينجاست كه اعضاي نر و ماده هر گل در يك زمان قابليت باروري ندارند . بدين جهت اين گلها هيچوقت خود بخود به تنهايي بارور نمي شوند. خصوصأ گلبرگهاي محيطي آنها نيز كه خودشان مستقلا هركدام يك گل محسوب مي شوند، زودتر از گلهاي داخل دايره قابليت باروري پيدا مي كنند. موطن اصلي گل داودي : گل داودي بطور وحشي در هندوستان و چين مي رويد . به همين دليل نام علمي آن با لغت هند پسوند شده ولي در اصل بومي چين است.*انواع مختلف گل داودي :
1 ـ گل داودي معمولي
2 ـ گل داودي هندي Chrysanthemum indicum
طرز كاشت :
گل داودي به دو طريق در هواي آزاد و در گلخانه كشت مي شود كه هركدام از آنها را بصورت گلداني و با هواي آزاد مي توان پرورش داد . اگر بخواهيم از گل داودي در پائيز استفاده كنيم ، احتياج به گلخانه ندارد و كاشت و برداشت آن در زمين و هواي آزاد امكان پذير بوده و عمليات ازدياد هم در هواي آزاد صورت مي گيرد . و اگر بخواهيم در زمستان استفاده كنيم ، كاشت و داشت آن احتياج به گلخانه دارد. . بعضي از تهيه كنندگان گلهاي داودي در سه ماهة اواخر پائيز و زمستان از پوشش نايلوني استفاده مي كنندكه البته اين موضوع به عوامل طبيعي و شرايط اقليمي مكان بستگي دارد .**داوودی گیاهی روز کوتاه است.***
منبع: *http://ssc.um.ac.ir/file/9a2cb033bae565716505b2d1a96fa036__b.doc
**http://www.jstor.org/cookieabsent.html
*** http://www.ejpau.media.pl/volume7/issue2/horticulture/art-07.html
****http://game-net-saba.blogfa.com/post-100.aspx
ادامه مطلب
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
فلوريژن(florigen)=هورمون گل دهي
فلوريژن اصطلاحي است كه براي ملكولهاي شبه هورمون فرضي كه مسئول كنترل يا شروع روند گل دادن در گياهان مي باشند به كار مي رود. اين ماده در برگ ها توليد مي شود و در جوانه هاي مريستم راسي ساقه عمل مي كند.طبيعت حقيقي فلوريژن هنوز مبهم است.اصطلاح فلوريژن اولين بار توسط فيزيولوژيست گياهي روسي Mikhail Chailakhyanدر سال 1937ارائه گرديد .او ثابت كرد كه ميتوان از طريق يك پيوند از گياه گل داده پديده گل دادن را در گياه ديگري كه كه گل نداده القاء كرد.وجود فلوريژن به وسيله آزمايشات پيوند زني مطرح شده است.عمده آزمايشات كلاسيك پيوند زني در مورد گونه هاي نيكوتينا انجام گرفته است.Nicotiana sylvestris يك گياه روز بلند است وNicotiana tabacum يك گياه روز كوتاه است و بيشتر ساير گونه هاي نيكوتينا روز خنثي مي باشند. در گونهNicotiana sylvestris اگر تحت شرايط روز كوتاه كشت شود گل نمي دهد.اما اگر يك برگNicotiana tabacum (كه تحت شرايط روزكوتاه كشت شده باشد)به آن پيوند زده شود گل دهي را تحريك مي كند.اين بدين معني است كه برگNicotiana tabacum يك ماده اي توليد كرده است و سپس بعد از پيوند زدن به پايه پيوند منتقل كرده است و باعث تشكيل گل شده است. اين آزمايش وجوديك فلوريژن را اثبات مي كند.ازمايشات معكوسي نيز انجام گرفته است يك گياه.Nicotiana tabacum(روز كوتاه است و در شرايط روز بلند گل نمي دهد ) اما اگر پيوندي ازNicotiana sylvestris دريافت نمايد گل مي دهد.Anton Langنشان داد كه تعداد زيادي از گياهان روز بلند و دو ساله را كه در شرايط دوره نوري خاص بطور طبيعي گل نمي دهند به وسيله ژيبريلين مي توان وادار به گل دادن كرد.بدين ترتيب مي توان عامل گل دادن(فلوريژن)را در دو گروه از هورونهاي گل دهي در نظر گرفت:ژيبريلين ها و آنته سين .مشكل جدا سازي فلوريژن ونتايج متناقض بدست آمده باعث مي شود كه فرض كرد فلوريژن به عنوان يك ماده وجود ندارد بلكه يك نسبت خاص از ساير هورمون ها براي گل دهي گياهان ضروري مي باشد.اما تحقيقاتي نشان داده است كه فلوريژن وجود دارد و در برگها توليد مي شود و سيگنالي است كه ازطريق آوندهاي آبكش به مريستم راس ساقه منتقل شده و گل دهي را القاء مي كند.

پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388
مکانیسم های احتمالی فتوپریودیسم
نوردورگي
بسياري از گياهان گلدار هر سال در زمان مشابهي گل مي دهند.گل دادن نوعي پاسخ گياه به طول روز و شب می باشد .اين پديده را نوردورگي گويند.در سال 1920 دو محقق جهشي را د رتنباكوكشف كردند كه از گل دادن گياه در فصل تابستان ممانعت بعمل مي آورد د رحالي كه بطور طبيعي تنباكو در تابستان گل مي دهد.آزمايشها با نوردادن مصنوعي در زمستان و ايجاد تاريكي مصنوعي در تابستان اثبات كرد كه اين گياه تحت تاثير طول روز و شب قرار مي گيرد و جزو گياهان روز كوتاه مي باشديعني فقط وقتي مي تواند گل بدهد كه در معرض دوره هاي كوتاه مدت نوردهي قرار گيرد.نوردورگي توضيح مي دهد كه چرا بعضي از گونه هاي گياهان فقط در عرض هاي جغرافيائي خاصي رشد مي دهند.اسفناج يك گياه روز بلند است و در عرض هاي جغرافيائي نزديك به استوا گل نمي دهد زيرادر اين مناطق طول روز هرگز به مقدار لازم براي گل دادن آن(14 ساعت)نميرسد.
فتوپریودیسم در گياهان روز كوتاه(شب بلند)
آزمايش با (Cockleburs (Xanthiumنشان مي دهد كه اصطلاح"روز كوتاه"اصطلاح بي مسمي و غلطي است زيرا اين گياه نياز به طولي از شب به مقداركافي براي گل دهي مي باشد.اين گياه فقط وقتي گل مي دهد كه حد اقل 8.5 ساعت در تاريكي نگهداري شود( شب بحراني )(AوB). شكست طول شب با تشعشع نور قرمز(660 نانو متر)بسيار موثر است و مانع گل دادن مي شود (C).اما اگربه دنبال اين نور قرمز .تشعشع مادون قرمز(730نانو متر) داده شود مانع گل دادن نمي شود(D).اگر در شروع شب نور شديد مادون قرمز به گياه داده شود تاريكي مورد نياز براي گل دادنش را به 2 ساعت (E) كاهش مي دهد.اين پاسخ ها باواسطه فيتو كروم انجام مي گيرد.دو مدل برای مکانیسم احتمالی فتو پریودیسم ارائه شده است.مدل ساعت شنی و مدل ریتم شبانه روزی که در اینجا به بررسی مدل اول می پردازیم.

منبع:http://users.rcn.com/jkimball.ma.ultranet/BiologyPages/P/Photoperiodism.html
ادامه مطلب
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
گیاهان روز کوتاه و روز بلند
جنبه هاي زيادي از رشد ونمو(از جمله گلدهي)بستگي به تغييرات طول روز وشب داردو در فصول مختلف طول روز و شب متفاوت مي باشد.پاسخ يك گياه به طول روز و شب را فتو پريوديسم(نور دور گي )گويند . يك طول شب بحراني وجود دارد كه اگر طول شب از اين حد بحراني كمتر شود يك دوره روز بلندLDP(شب كوتاه) بوجود مي آيد و اگر طول شب بلند تر از اين شب بحراني باشد يك دوره روز كوتاهSDP(شب بلند) بوجود مي ايد.شب بحراني در مورد بعضي گياهان 5/7 ساعت و در مورد بعضي گياهان 15 ساعت مي باشد(براي گياهان روز بلندLDP7/5-LDP15و براي گياهان روز كوتاه SDP7/5-SDP15).در همه گیاهان دقيقا اگر طول شب به اندازه شب بحراني گرددتنها 50% گياهان آن نوع گل مي دهند.در گیاهان شب بلنداگر طول شب بیشتر از شب بحرانی باشد بیش از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند و اگر طول شب کمتر از شب بحرانی باشد کمتر از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند(اواخر تابستان و یا در طول پائیز گل می دهند). در گیاهان شب کوتاه اگر طول شب کمتر از شب بحرانی باشد بیش از ۵۰ ٪گیاهان گل می دهند و اگر طول شب بیشتر از شب بحرانی باشد کمتر از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند(اواخر بهار و یا اوائل تابستان گل می دهند).(LDP=long day periodوSDP=short day period)
سوال: شب یک گیاه روز بلند را در تابستان بشکنیم و شب یک گیاه روز کوتاه را د رتابستان بشکنیم چه اتفاقی می افتد؟با توجه به مطالب فوق می توان گفت که در حقیقت طول شب تعیین کننده است نه طول روز و استفاده از فلاش نور برای شکستن شب بلند به کار میرود و مانع گل دهی گیاهان شب بلند(روز کوتاه )و باعث گل دهی گیاهان شب کوتاه(روز بلند)می گردد.گیاه روز بلند(شب کوتاه)در تابستان گل میدهند که شب کوتاه است و فلاش نور شب را کوتاه تر می کند و درصد گل دهی را می تواند افزایش دهد .گیاه روز کوتاه (شب بلند)در تابستان گل نمی دهد یا درصد گل دهی کمی دارند که شب کوتاه است و شکستن شب میزان گل دهی را می تواند کاهش دهد.(البته اوائل تابستان باشد و یا اواخر تابستان متفاوت است).


منبع:http://hoopermuseum.earthsci.carleton.ca/vegetation/9a_photoperiodism.htm
http://www.wisegeek.com/what-is-photoperiodism.htm
http://www.sparknotes.com/biology/plants/essentialprocesses/section5.rhtml
شنبه پنجم اردیبهشت 1388
انقباض عضله صاف
در كتاب فيزيولوژي گايتون فصل 12 در مورد آهسته بودن انقباض و رفع انقباض ماهيچه صاف آمده است:گرچه هر بافت ماهيچه صاف در بدن ويژگيهاي خاص خود را داراست اما در يك بافت ماهيچه صاف تيپيك شروع انقباض 50 تا 100 ميلي ثانيه بعد از تحريك شروع مي شود و در مدت 0.5 ثانيه بعد به حد اكثر انقباض ميرسد .سپس انقباض در مدت 1 تا 2 ثانيه كاهش مييابد و در نتيجه يك انقباض كامل 1 تا 3 ثانيه طول مي كشد مدتي كه حدود 30 بار طولاني تر از يك انقباض منفرد ماهيچه اسكلتي مي باشد.به هر حال انقباض ماهيچه صاف از 0.2 ثانيه تا 30 ثانيه به وقوع مي پيوندد.عامل اصلي اين انقباض طولاني در عضله صاف به نظر مي رسد مربوط به كندي واكنش هاي شيميائي روند انقباض باشد.به عنوان مثال همان مكانيسم سرخوردن در طول فيلامانها عضله صاف در عضله اسكلتي نيز رخ مي دهدا ما فركانس واكنش سرهاي ميوزين حدود يك دهم يا يك صدم در عضله صاف نسبت به عضله اسكلتي مي باشد و احتمالا اين كاهش مربوط به اين واقعيت باشد كه سرهاي ملكول ميوزين فعاليت ATPaseبسيار كمتري در مقايسه با اجزاء مشابه در عضله اسكلتي دارا مي باشد.اندازه گيريها نشان مي دهند كه فقط يك بيستم و يا يك چهارصدم انرژي لازم براي يك انقباض عضله اسكلتي براي انقباض مشابه عضله صاف به مصرف مي رسد .اين موضوع عمدتا به دليل فعاليت بسيار كند ميوزين ATPase می باشد و همچنين مي تواند از كمتر بودن تعداد فيلامان هاي ميوزين در عضله صاف نسبت به عضله اسكلتي ناشي شود.مصرف پائين انرژي در عضله صاف بسيار مهم مي باشد زيرا كه اندام هائي مانند روده و مثانه و كيسه صفرا و ساير اندام هاي احشائي بايد روزها در جات متوسطي از انقباض تونيك داشته باشند.(مولف:در ماهیچه های مخطط سر ملکول میوزین همیشه میل ترکیبی با نقاط فعال آکتین دارد اما موقعیت تروپومیوزین باعث پوشیده مانده نقاط فعال آکتین ومانع از این اتصال می شود و ترکیب کلسیم با تروپونین c با عث جابه جا شدن تروپومیوزین و آشکار شدن نقاط فعال آکتین و انجام واکنش با سر ملکولهای میوزین می گردد اما در عضلا ت صاف سر ملکول میوزین در حالت استراحت عضله میل ترکیبی با نقاط فعال آکتین ندارد و وقتی فسفریله می شوند این میل ترکیبی و خاصیت ATPaseپیدا می شود و واکنش با نقاط فعال همیشه آشکار آکتین صورت می گیرد).
منبع:*http://psychology.wikia.com/wiki/Muscle_contraction
http://www.cvphysiology.com/Blood%20Pressure/BP026.htm
ادامه مطلب
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
وازکتومی
پاسخ:سازمان بهداشت جهاني وازكتومي را بهعنوان بهترين، مطمئنترين و راحتترين روش جراحي براي جلوگيري دائمي از باروري تأييد كرده است.*
بعد از وازکتومی بیضه ها به تولید اسپرم ادامه می دهند اما اسپرم ها تجزیه شده و جذب بدن می گردند.بیشتر مایع اسپرم ها جذب غشاء های اپیدیدیم می شود و بیشتر مواد جامد به وسیله ماکرو فاژها تجزیه شده و از طریق خون مجددا جذب بدن می گردند.بعد از وازکتومی غشا ءهای اپیدیدیم افزایش اندازه پیدا می کنند تا مایع بیشتری را ذخیره و جذب کنند .در این مدت ماکرو فاژها به تعداد بیشتر اسپرم ها را تجزیه کرده و در نتیجه مایع حاوی آنها بیشتر بازجذب می شود.در حدود یک سال بعد از وازکتومی در حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از مردان وازکتومی شده تولید آنتی بادی ضد اسپرم می کنند.در یک مرد غیر وازکتومی نیز در حدود ۵۰ درصد اسپرم های تولیدی به مرحله ارگاسم و خروج از بدن نمی رسند.در بعضی از افراد تکثیر بد خیم اپیتلیوم مجرای اپیدیدیم دیده شده است .افزایش فشار اسپرم در وازدفران و اپیدیدیم گزارش شده است که د ر بعضی جهت جلوگیری از آسیب به بیضه ها این لوله ها پاره می شوند.ورود اسپرم به داخل اسکروتوم نیز دیده شده است .**
منبع:*http://www.pezeshk.us/?p=9378
**http://en.wikipedia.org/wiki/Vasectomy
ادامه مطلب
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
معنی "میز" در میزنای و میزراه چیست؟
میزنای یا حالب(Ureter) و میز راه (پیشابراه)(urethra)
در فرهنگ فارسی عمید"میزاب" به معنی آبراهه و ناودان است و میزیدن به معنی ادرار کردن است کلمات هم معنی ادرار عبارتند ازپیشاب و کمیز .بنا براین میز به معنی ادرار است و راه و نای به معنی مجرا می باشد. استاد جلیلیان در این رابطه نوشته اند:
در برخی مناطق کردنشین غرب کشور ‘ به جای ادرار از کلمه ی (میز ) استفاده می کنندالبته تلفظ آن با تلفظ فارسی کمی متفاوت است در زبان کردی با کسره ی (م) و حرف (ی) خفیف تلفظ می شود .
سه شنبه هجدهم فروردین 1388
سوال:آيا قاعدگي آشكار به غير از انسان در ساير موجودات رخ مي دهد؟مثلا در خفاش؟
منبع: *http://ajp.amjpathol.org/cgi/content/full/157/6/1759
**http://www.kband.com/reports/000116.htm
***http://en.wikipedia.org/wiki/Menstrual_cycle
دوشنبه هفدهم فروردین 1388
دقت حرکت پیچ میکرومتر میکروسکوپ چقدر است؟
منبع:http://www.biofilmsonline.com/cgi-bin/biofilmsonline/ed_Measure_Biofilm_ThicknessA.html
http://www.bioedonline.org/slides/slide01.cfm?q=%22microscopic+measurement%22
http://www.k8science.org/slides/slide01.cfm?q=%22fine+focus+calibration%22&dpg=1
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
لایه کاسپاری در اگزودرم
در شکل فوق فلش سلولهای معبر در اگزودرم را نشان می دهد که فاقد هر گونه تیغه های سوبرینی می باشد(سلولهای کوچک).اما سلولهای بزرگی وجود دارد که تیغه های سوبرینی در تمام دیواره خود دارند.
سلولهای کوچک معبر و سلولهای بزرگ با حلقه کاسپاری در دیواره های کناری دیده می شود.

خارجی ترین لایه سلولی قشر در گیاهان را هیپودرم گویند.هیپودرم تشکیل لایه مشخصی را در بیشتر گیاهان در زیر اپیدرم می دهد.در ساقه ها هیپودرم ممکن است متشکل از پارانشیم .کلانشیم و یا اسکلرانشیم باشد وممکن است از یک لایه سلولی و یا چند لایه سلولی تشکیل شده باشد.در ریشه ها هیپودرم را اغلب اگزودرم نامند زیرا شبیه آندودرم است و در آن نوارهای کاسپاری و رسوبات سوبرین و سلولز آغشته به مواد فنولی و کوئینویدی بوجود آمده و توسعه یافته اند.بنا براین هیپودرم ریشه از نظر ساختمان دیواره سلولی و از نظر واکنش آن به تست های بیو شیمیائی شبیه آندودرم است.هیپودرم از نظر شکل ظاهر تصویر آئینه ای آندودرم است یعنی در آندودرم رسوبات دیواره در دیواره مماسی سلول از سمت داخل به سمت خارج توسعه می یابند اما در اگزودرم رسوبا ت دیواره از دیواره مماسی خارجی به سمت داخل توسعه پیدا می کنند.***
منبع:*http://www.cas.muohio.edu/~meicenrd/ANATOMY/Ch6_Supportive/exo1.jpg
**http://aob.oxfordjournals.org/cgi/content/full/96/3/379#FIG2
***http://www.accessscience.com
ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388
جذب پریون در روده
معمولا پروتئینهادر دستگاه گوارش هضم شده و به اسیده ای آمینه تبدیل می شوند و سپس اسیدهای آمینه جذب روده گشته و از طریق گردش خون به سلولها می رسند. در مورد پریونها(عامل بیماری جنون گاوی و یا اسکراپی مغز گوسفند) اینگونه نیست و آنها به صورت پروتئین و از طریق آندوسیتوز(پینوسیتوز) جذب سلولهای روده می شوند.*پریونها نسبت به هضم مقاوم هستند.سالم باقی می مانند و در انتهای ایلئوم تجمع می یابند.پریونها نسبت به انواع روش های تجزیه شدن و از جمله حرارتهای بالا در اتو کلاو و به وسیله فرمالدئید مقاوم هستند.آنها بایستی از طریق سیستم لنفی روده جذب شوند.سلولهای دندریتی فولیکولی بالغ(FDCs)نقش قطعی در انتقال پریونها از دستگاه گوارش دارند.این سلولها متحرک شده و نقش پلی بین لومن دستگاه گوارش و اندامهای لنفی(جائی که پریونها مضاعف می شوند)بازی می کنند.این سلولها می توانند پریونها را از محل مضاعف شدنشان به اعصاب محیطی در اندامهای لنفاوی منتقل کنند و بنا براین باعث آسیب به سیستم عصبی می گردند.سوال بعدی این است که پریونها چگونه از سد خون و مغز عبور می کنند.وقتی انسان و یا حیوانی به پریون آلوده می شود پریونها وارد سیستم رتیکولوآندوتلیال و به ویژه طحال می شوند تا تکثیر پیدا کنند.سپس آنها از اینجا به سیستم عصبی سمپاتیک می روند .در این روند نیز سلولهایFDCs نقش مهمی دارند اما اینکه چگونه پریونها از FDCs به سیستم عصبی سمپاتیک می روند در حالی که بین این دو ارتباط فیزیکی وجود ندارد هنوز مشخص نشده است.از طریق سیستم عصبی سمپاتیک و اعصاب سمپاتیک پریونها به سیستم عصبی مرکزی و در نتیجه به مغز وارد می شوند. **مشخص شده که پریونها از طریق شیر نیز منتقل می شوند.***سلولهای بنیادی لنفاوی خونساز محل اصلی تکثیر پریون ها می باشند وقتی که پریونها از طریق داخل صفاقی و یا داخل وریدی تلقیح شوند.البته به نظر می رسد این نواحی برای تکثیر پریونها و ایجاد عفونت سیستم عصبی مرکزی کافی نباشند و بنا بر این احتمالا زنجیره ای از بافتها و از جمله سیستم عصبی محیطی محل تکثیر آنها باشند.****
منبع:* http://www.vetpathology.org/cgi/content/full/40/6/723
** http://en.wikipedia.org/wiki/Talk:Prion#How_do_prions_get_into_the_brain.3F
***http://www.sciencedaily.com/releases/2008/04/080407190603.htm
**** http://www.mad-cow.org/sept_xci.html
شنبه هشتم فروردین 1388
پریون موجود در بدن انسان
آیا پریون موجود در بدن انسان مانند پریون های بیماری زا غیر زنده است؟
اصطلاح زنده را برای سلولها و هر چه از سلول درست شده(بافت و اندام و موجود)می توان به کار برد و برای ملکول ها (چه آلی و چه غیر آلی)زنده بودن معنی ندارد.
پریون یکی از پروتئینهایی است که بطور عادی در سلولهای عصبی بیان میشود. جهش در این پروتئین میتواند باعث تغییر ساختار این پروتئین شده بطوری که پروتئین جهش یافته میتواند مجتمع شده و پلاکهای پروتئینی را در سلولهای عصبی ایجاد کند. این پلاکها باعث انسفالوپاتیهای اسفنجی شکل در مغز میشوند. برای مثال پریونها عامل بیماری اسکراپی که نوعی بیماری تخریب کننده سیستم عصبی مرکزی در گوسفندان است و همچنین جنون گاوی میباشند. ساختمان پریونها فقط از پروتئین ساخته شده و فاقداسید نوکلئیک است. بیماریهای ناشی از پریون در انسان به علت اینکه به صورت بیماریهای ژنتیکی و عفونی بروز میکند کاملاً اختصاصی هستند. شایان ذکر است که برضد پریونها در بدن پاسخ ایمنیمصونیتزا ایجاد نمیشود، بنابراین تشخیص آلودگی یا بیماری با بررسی پادتنها غیرممکن است. تنها راهشناسایی عامل بیماری در بافت آسیبدیده میباشد. بنابراین گرچه بهترین راه تشخیص بیماری های پریونی علایم بالینی میباشد ولی برای تشخیص قطعی بایستی بافت یا مایع مغزینخاعی مورد آزمایش های پیشرفتهای قرار گیرد.تمام پستانداران تولید انواعی از پروتئینهای پریونی می کنند که عمل آنها در بدن به درستی شناخته نشده است اما تغییر در ساختار آنها باعث ایجاد مواد عفونی در بدن میگردد که باعث ایجاد بیماری جنون گاوی در گاو و بیماری های مشابه در سایر جانوران و از جمله انسان می گردد.تحقیقا ت جدید ازاین ایده که پریون ها ی طبیعی در انتقال و یا تنظیم مس در بدن نقش دارند حمایت می کنند.دانشمندان اولین نشانه هائی را مبنی بر اتصال پریون ها به یون مس بدست آورده اند یونی که به مقادیر کم در بدن مورد نیاز است اما در مقادیر بالا برای بدن حالت مسمومیت ایجاد می کند. اعمال اصلی مس در بدن عبارتند از:کمک به جذب آهن در بدن و کمک به اعمال عصبی و مغزی.در انسان کمبود مس باعث کم خونی و افسردگی می گردد و زیادی آن باعث سردرد و آسیبهای کلیه و مشکلات روانی می گردد. به تازگی مشخص شدهاست که پروتئینهایی مشابه پریونها بنام CPEB، میتوانند در تشکیل حافطه در مغز نقش داشته باشند. این پروتئینها در اثر سیگنالهای الکتریکی که از پیامهای عصبی میرسند تغییر فرم داده و به شکل پریونها در میآیند.پروتئين پريون از طريق يك دامين حاوي چهار يا تعداد بيشتري ازسريهاي هشت اسيد آمينه اي به مس متصل مي شوند.اين سري هاي اكتاسيدآمينه اي به مس متصل مي شوند.عده اي ديگر از دانشمندان متوجه شدند كه فقط پنج اسيد آمينه از اين سري هاي اكتا اسيد آمينه ها براي اتصال به مس لازمند.اتصال فلزات به اسكلت پروتئينها به شدن به تغييرات اسيدي حساسند.اگر محيط پروتئين پريون اسيدي شود پريون مس متصل به خود را آزاد مي كند.بنا براين پريون ممكن است جزئي از يك سيستم انتقال يون مس به داخل و خارج سلول با توجه به تغييرات اسيديته محيط باشد . پريون ممكن است بتواند غلظت يون مس را در خارج سلول احساس نمايد و سيگنالي را به يك سيستم مجزاي انتقال دهنده مس بفرستد.اسيد آمينه گلوتامين يك قسمت تكراري در توالي پروتئين هاي پريون مي باشد اما به يون مس متصل نمي شود عده اي معتقدند اين اسيد آمينه وقتي كه پريون به مس متصل مي شود پيامي را به سلول مي فرستد.

منبع:http://fa.wikipedia.org/wiki
http://www.ucsc.edu/currents/01-02/06-03/prion.html
سه شنبه چهارم فروردین 1388
گرده افشانی انجیر
ساختمان هاي ويژه اي در روي درختان انجير وجود دارد كه در حقيقت سيكون(نهنج كوزه اي)بوده و حاوي تعداد زيادي گل نر و ماده مي باشند اين گلها از بيرون قابل رو يت نيستند.
![]()
يك زنبور ماده كوچك از طريق يك منفذ وارد نهنج كوزه اي شده تا باعث كرده افشاني گل گردد و همچنين تخم هايش را در داخل گلهاي ماده كوتاه خامه قرار دهد.
![]()
زنبور ماده زائده بلند خلفي خود را وارد مجراي خامه نموده ويك تخم را در داخل تخمدان هر گل خامه كوتاه قرار مي دهد.
![]()
![]()
به علت اينكه زائده خلفي زنبور نسبت به خامه گلها ي انجيركوتاه است نمي تواند زائده خود را به داخل خامه گلهاي بلند خامه فرو ببرد و تنها مي تواند زائده خود را به داخل گلهاي خامه كوتاه وارد نمايد و در نتيجه به خامه آسيب مي رسد و مانع از لقاح گلهاي خامه كوتاه ميگردد.گلهاي خامه بلند چون زائده خلفي زنبور وارد آن نمي شود به علت رشد طبيعي لوله گرده در خامه بلند لقاح مضاعف انجام داده و توليد دانه با جنين و آندوسپرم مي كند.
![]()
![]()
گل هاي تك جنسي انجير در درون نهنجي فرورفته و كوزه اي شكل قرار دارد.در گل آذين انجير معمولا همه گلهاي ماده در قاعده و گلهاي نر در داخل نهنج كوزه ائي قرار دارد.گرده افشاني انجير
(Ficus carica) توشط حشره اي به نام بلاستوفاژا گروسوروم انجام مي گيرد.اين حشره وقتي كه نهنج انجير هنوز جوان است تخم خود را درون آْن ميريزد .تخم ها پس از آنكه تبيل به حشره كامل شند در درون نهنج جفت گيري كرده و خشره نر بلا فاصله ميميرد ولي حشره ماده براي تحم ريزي مجبور است از داخل كوزه خارج شده و خروج حشره همزمان با رسيدن بساك هاي گل نر در دهانه نهنج كوزه اي است بنا براين همه حشرات خارج شده از كوزه نهنج آلوده به دانه گرده بوده و با ورود به نهنج ديگر سبب تلقيح گلهاي ماده آن مي شوند
![]()
![]()
منبع: http://waynesword.palomar.edu/dawkins.htm
شنبه یکم فروردین 1388
تخمدان آوند ندارند؟




گوجه فرنگی می توانند دو خانه ای و یا چند خانه ای باشند.نمونه های چند خانه ای ۴ یا ۵ خانه دارند.خانه ها به وسیله پریکارپ احاطه شده اند.پریکارپ شامل دیواره داخلی(inner wall)-ستونک(columella)-دیواره شعاعی(radial wall)-پرده ها(دیواره هاsepta) و دیواره خارجی(outer wall) می باشد.پریکارپ(pericarp) و جفت(placenta) قسمت گوشتی و خوراکی گوجه فرنگی را تشکیل می دهند.دانه ها(seeds) در داخل حفره های خانه ها قرار دارند و به وسیله غشاء های ژلاتینی پوشیده می شوند.دسته های آوندی(vascular bundles ) از طریق دیواره خارجی پریکارپ وارد شده و از ساقه وارد قسمت مرکزی میوه شده و از آنجا به صورت شعاعی وارد هر دانه می شوند.به هر دانه يك رشته سفيدي متصل است كه همان دستجات آوندي مي باشد.در كتاب گياه شناسي عمومي مرحوم قهرمان جلد ۲ نيز آورده شده كه دسته هاي آوندي در محل جفت وارد آن شده و پس از گذشتن از سراسر طول آن در محل شالاز منشعب گشته و به پوشش تخمك نفود مي كنند.بنا براين تخمكهاي داخل تخمدان(دانه ها)دسته هاي آوندي دارند .
منبع: http://trc.ucdavis.edu/plb/PLB105/students/tomato/Reproductive/anat.html
http://samson.kean.edu/~breid/flower_lab/angi_lab.html#Fruit
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
هندوانه Watermelon
نام علمی Citrullus vulgaris ) Citrullus lanatus)
هندوانه گياهي است يكساله و يك پايه ساقه آن خزنده و پيچك دارد و برگهاي آن پهن با بريدگيهاي عميق مي باشد . گلهاي آن كوچك و زردرنگ است . ميوه آن رگدار يا دراز . پوست آن سبز رنگ و داخل آن قرمز مي باشد . تخمه هندوانه بر حسب انواع مختلف آن ممكن است سياه ، قرمز ، سفيد و يا زرد باشد .
گل های نر و ماده هندوانه دیده می شوند و وجود تخمدان پائین در گل ماده که در صورت باروری به هندوانه تبدیل می شود و این از ویژگی های خانواده کوکوربیتاسه می باشد.میوه آن سته است که برون بر همان پوست هندوانه و درون بر قسمت خوراکی هندوانه و درون بر نامشخص(قسمت خوراکی میانبر و درون بر می باشد) دارند.
![]()
![]()
هندوانه مکعبی تولیدی ژاپن
![]()
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
میوه نارگیل چه نوع میوه ای است؟
نارگيل در حدود سه هزار سال پيش در جنوب آُسيا كشت مي شده است . در حال حاضر درخت نارگيل در تمام مناطق استوائي وجود دارد .
مردم اقيانوس آرام نارگيل را بعنوان يك غذاي اصلي مصرف مي كنند و از تمام قسمت هاي اين درخت استفاده مي برند . نارگيل معمولا از هندوراس ، پاناما و جمهوري دومينيكين به كانادا وارد مي شود .مقدار بسيار كمي نارگيل در فلوريدا توليد مي شود كه به مصرف داخلي مي رسد .نارگيل درختي است كه بطور قائم بالا مي رود . ارتفاع آن به 30 متر و قطر تنه آن تا يك متر مي رسد .برگهاي آن دراز و بطول 4 تا 5 متر و مركب از چند برگچه باريك و دراز است . طول برگچه ها حدود يك متر مي باشد . رنگ ها سبز روشن است.ميوه نارگيل مانند خوشه ، شامل چندين نارگيل با اندازه هاي مختلف است .ميوه نارگيل كروي شكل است كه قسمت خارجي آن ضخيم و سفت و متشكل از الياف نباتي و داخل آن نيز صاف و سخت مي باشد . در قاعده نارگيل سه سوراخ ديده مي شود كه چشم هاي نارگيل ناميده مي شود .با بیان گیاه شناسی، نارگیل عبارت از یک میوه یکپارچه و خشک است که بصورت یک شفت لیف دار شناخته (نه مغز) شناخته میشود. پوسته (میان بر) نارگیل لیفی است و دارای یک هسته داخلی (درون بر) میباشد. این درون بر سخت سه روزنه جوانه زنی دارد که اگر پوسته برداشته شود به آسانی بر روی سطح خارجی قابل رویت است. ریشه اولیه هنگام روییدن رویان از یکی از این روزنهها بیرون میآیند. با بررسی زیاد متوجه میشوید درون بر و روزنههای جوانه زنی به شکل صورت میمون هستند و نام پرتغالی آن coco است. مردم اقيانس آرام نارگيل را بعنوان يك غذاي اصلي مصرف مي كنند و از تمام قسمت هاي اين درخت استفاده مي برند .


منبع:http://www.baghbani.ir/post/9
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
آیا صحیح است می گویند جنین 7 ماهه اگر متولد شود زنده می ماند اما 8 ماهه زنده نمی ماند؟
منابع گوناگونی در این رابطه مورد بررسی قرار گرفت که همگی این منابع این قضیه را مردود اعلام کردند.هر چه سن جنین هنگام تولد بیشتر باشد کاملتر است و احتمال زنده ماندن آن د رخارج از بدن مادر بیشتر است. طول دوران بارداری از زمان حامله شدن ۴۰ هفته(۲۸۰ روز)می باشد و تولد قبل از ۳۷ هفتگی را تولد زودرس می گویند که می تواند با خطراتی همراه باشد.احتمال زنده ماندن جنین در ۲۴ هفتگی(۶ ماهگی)۵۰درصد است اما در ۲۶ هفتگی (۷ ماهگی)به ۸۰درصد می رسد. احتمال زنده ماندن جنینهای زود متولد شده در جدول زیر آورده شده است
- 21 weeks or less: 0 percent survival rate
- 22 weeks: 0 to 10 percent survival rate
- 23 weeks: 10 to 35 percent survival rate
- 24 weeks: 40 to 70 percent survival rate
- 25 weeks: 50 to 80 percent survival rate
- 26 weeks: 80 to 90 percent survival rate
- 27 weeks: greater than 90 percent survival rate
.

http://www.boston.com/bostonglobe/magazine/articles/2008/04/27/extreme_preemies/:منبع
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
آمپول روگام
چه وقت بايد روگام تزريق کرد؟
بايد يك تزريق در هفته ۲۸ حاملگي انجام شود و اگر بعد از زايمان مطمئن شديد كهRH كودك مثبت است بايد مجددا يك تزريق ديگر انجام شود. اگرRH منفي باشد تزريق مجدد روگام بعد از زايمان لازم نيست. اگر طي حاملگي، اعمالي نظير كشيدن مايع آمنيوتيك (مايع اطراف جنين در داخل رحم) انجام شود و يا جراحتي در ناحيه شكم به وجود آيد كه باعث مخلوط شدن خون مادر و فرزند شود، باز هم تزريق اين دارو ضروري است.
حتي اگر جنين در اوايل حاملگي سقط شود، باز هم لازم است كه اين دارو تزريق شود.
آمپول روگام مصارف ديگري هم دارد؟
در مواردي كه پلاكت يا خونRH مثبت به بدن زني كه در سن مناسب حاملگي است، وارد شود باز هم لازم است آمپول روگام تزريق شود.**
منبع:
*http://www.geocities.com/shafimojadadi/rh.html
ادامه مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
سوالات همکاران
سوالات مطرح شده توسط همكاران:
۱-آمپول روگام چه تركيبي است و چه مواقعي تزريق مي شود؟
۲-آيا درست است كه مي گويند جنين در 7 ماهگي متولد شوند زنده مي مانند اما در 8 ماهگي اگر متولد شوند مي ميرند؟
۳-براي گلهاي نر و گلهاي ماده مثالهاي مشهور بزنيد.
۴-دريچه هاي ورودي قلب پوششي هستند و يا پيوندي؟
۵-اگر ميوه حاصل رشد تخمدان است(تخمدان آوند ندارند)رشته هاي وسط هندوانه چه چيز مي توانند باشند؟
۶-چرا گياهان آمونياك را از طريق ريشه جذب نمي كنند و حتما بايستي به نيتريت و نيترات تبديل شود.
۷-میوه نارگیل چه نوع میوه ای است؟
۸-گل انجیر چیست و کجا است که ما آنرا نمی بینیم؟
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387
در زنبور عسل چه انزیمی گلوکز را به فروکتوز تبدیل میکند؟
:زنبور ها عسل را به عنوان يك منبع غذائي توليد و ذخيره مي كنند.محصول نهائي عمدتا حاو ي
۸۰درصد شكر-۱۷ درصد آب و مخلوطي از تركيبات با مقادير كم كه به عسل رنگ و طعمهاي گوناگون مي دهند.فراوان ترين قند در عسل فروكتوزو گلوكز است . د رميان تركيبات قندي مالتوز و سوكروز و ساير دي ساكاريدها و همچنين تري ساكاريد هائي مانند ارلوز وجود دارد.براي توليد اين اكسير خوشمزه زنبورها ي كارگر شهد گلها(محلول رقيقي از قندها در گل) را مي مكند.سپس آن را با آنزيمهاي موجود در كيسه هاي عسل شبيه معده خود مخلوط مي كنند.در هنگام برگشت به كندو كارگر ها مواد هضم شده را به زنبور هاي كندو منتقل مي كنند تا آنها به وسيله هضم كردن آن و دوباره بالا آوردن آن ميزان رطوبت مخلوط را كاهش دهند.سپس آنها قطره هاي تغليظ شده را در خانه هاي شانه مانند كندو ی خود ذخيره مي كنند.چند روز بعد زنبورها به وسيله بال زدن مايع راتبخير و غليظ تر ميكنند و نهايتا سر خانه های شانه اي را با موم مي پوشانند.همزمان با اين اعمال تغييرات آنزيمي متعددي در عسل رنگها و اسيدهاي گوناگوني توليد مي كند.اين آنزيمها در محصول نهائي مشاهده مي شوند. اساسي ترين اين آنزيم هاي اينورتاز است كه سوكروز موجود در شهد را به فروكتوز و گلوكزو همچنين مقداري تري ساكاريد ارلوز تبديل مي كند.آنزيم ديگر گلوكز اكسيداز است كه گلوكز را به گلوكونولاكتون تبديل مي كند.اين ماده نيز سپس تجزيه شده و به اسيد گلكونيك اصلي ترين اسيد موجود در عسل تبديل مي شود.اسيد هاي فورميك استيك بوتيريك و لاكتيك نيز در عسل وجود دارند.وجود اين اسيدها باعث مي شوند كه پي اچ عسل بين 3.8 تا 4 باشد و چون اسيدي است باكتري ها به سختي بتوانند در آن رشد نمايند.عسل همچنين حاوي مقادير كم املاح و پروتئينها مي باشد .حدود 2 درصد عسل خاكستر مي باشد كه احتمالا از شهد گل ها منشا مي گيرد.حدود يك سوم خاكستر پتاسيوم مي باشد.ساير املاح ناچيز عبارتند از:آهن منگنز مس و سيليكون.شيرين كننده ها بيش از 1 درصد حاوي نيتروژن مي باشند كه از پروتئينها تامين مي شوند.شيرين كنندها همچنين باعث مي شوند كه عسل داراي كف و حباب هاي هواي كوچكي باشند.بيش از 100 تركيب در عسل پيدا شده است كه بيشتر آنهاتركيبات آلي فراري هستند مانند فنيل اتيل الكل كه به عسل مزه خاصي مي بخشد.

http://pubs.acs.org/cen/whatstuff/85/8506sci3.html:منبع
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
چرا ماه يا خورشيد در افق بزرگتر ديده مي شوند؟

شاید به نظر برسد این موضوع بیشتر جنبه فیزیکی داشته باشد تا زیست شناسی اما چنین نیست.عده اي تصور مي كنند دليل اين بزرگتر ديده شدن اتمسفر است اما چنين نيست اين نوعي خطاي ديد است. .اتمسفرفقط مي تواند رنگ ماه و خورشيد را در افق تغيير دهد نه اندازه آنها را.چندين فرضيه در اين رابطه وجود دارد:
1 -فرضيه فاصله ظاهري
وقتي ما به يك شيئي مانند ابر و يا پرندگان و يا هواپيما در آسمان نگاه مي كنيم وقتي آنها در افق هستند درك ما اين است كه آنها از ما دورتر هستند تا زماني كه آنها در بالاي سر ما هستند يعني هر جسمي كه به سمت افق حركت كند درك ما اين است كه از ما دور مي شود.وقتي ماه و يا خورشيد در بالاي سر ما قرار دارد و يا در افق قرار دارد تصوير با اندازه يكساني در شبكيه چشم ما مي سازد اما مغز توقع دارد در زماني كه ماه در افق است بايستي تصويرش كوچكتر باشد(يعني برداشت آن اين است كه دارد از ما دور مي شود) و چون چنين نمي شود تصور مغز اين است كه ماه يا خورشيد در افق بزرگتر است.
۲-فرضيه اندازه نسبي:
طبق اين فرضيه درك اندازه يك شيي نه تنها به اندازه تصوير آن شيئي درر شبكيه بستگي دارد بلكه به اندازه ساير اشيائ پيرامون آن شيئي نيزبستگي دارد .ماه زماني كه در بالاي سر ما قرار دارد به وسيله آسمان بزرگ خالي احاطه مي شود بنابر اين ماه كوچك به نظر مير سد اما زماني كه در افق قرار دارد به وسيله اشياء كوچكتري مانند ساختمانها و درختان احاطه مي شود و بنا براين بزرگتر به نظر مي رسد .در تصوير زير دو دايره وسط در هر دو تصوير هم اندازه هستند اما ما يكي را بزرگتر احساس مي كنيم.

و فرضيه هاي ديگر.
منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Moon_illusion#Proof_of_illusion
سه شنبه ششم اسفند 1387
آشنايي با ISI
سازمان ISI سازماني است كه در دنيا برترين مقالات جهان را در سايت خود قرار مي دهد و معيار ارزشي دانشمندان در اكثر نقاط جهان است.
ISI چيست؟
منبع:http://www.yazd.medu.ir/bio/index.php
ادامه مطلب
سه شنبه ششم اسفند 1387
اهمیت پوست در حفظ تعادل بدن
اهمیت لامسه در حفظ تعادل بدن به اندازه اهمیت بینائی می باشد.اطلاعات رسیده از پوست به مخچه به حفظ تعادل بدن کمک می کند.تحقیقات نشان می دهند که هنگامی که ما ایستا ده ایم اگر پوست را از راههای گوناگون لمس کنیم کمتر دچار حالت لرزش می شویم تا زمانی که نشسته ایم.*گیرنده های فشار در پوست نواحی مختلف مانند پاها هنگامی که ایستاده ایم و نواحی که روی آنها می نشینیم با نشستن ما زمین را لمس می کنند و موقعیت بدن را مخابره می کنند.**رسپتور های مکانیکی موجود در پوست مانند پایانه های رافینی(حساس به کشش) و سلولهای مرکل(حساس به فشار)(گیرنده های کند سازش پوست) در تعیین وضعیت بدن نقش دارند.***

منبع:*http://worldmassageforum.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1437&Itemid=62
**http://www.medterms.com/script/main/art.asp?articlekey=9668
*** http://bdml.stanford.edu/twiki/pub/Haptics/HapticsPublications/IEEE_VR_HapSymp08.pdf
یکشنبه چهارم اسفند 1387
کلید آزمون مرحله اول المپیاد زیست شناسی سال 1387
شنبه سوم اسفند 1387
بیماری های وابسته به جنس غالب
- Alport's syndrome
- Aarsog's syndrome
- (Coffin - Lowry syndrome (CLS
- idiopathic hypoparathyroidism
- incontinentia pigmenti
- ornithine carbamoyl transferase deficiency
- (Rett syndrome (RS
- vitamin D resistant rickets
- Xg blood group
(incontinentia pigmenti (IP
این بیماری بسیار نادر (تاکنون ۷۰۰ مورد گزارش شده است)می باشد .مشخصه اصلی این بیماری در پوست می باشد بیماری رنگدانه ای شدن پوست است .جوش های تاول دار در نوزادی دیده می شود پس از تاول زگیل های کشمکش مانندی بروز می کند.در این بیماری سایر قسمت های بدن نیز مانند چشم ها -سیستم عصبی مرکزی -دندان ها - ناخن ها و مو در گیر می شود.

راشي تيسم مقاوم به ويتامين دي(vitamin D resistant rickets )
اين حالت بسيار نادر است و به وسيله هيپو فسفاتميا(كمبود فسفات خون)-نورمو كلسيميا(طبيعي بودن كلسيم خون) وطبيعي و يا پائين بودن ميزان كلسي تريول مشخص مي شود.يك بيماري غالب وابسته به جنس است (ايكس)و هم زنان و هم مردان را تحت تاثير قرار مي دهد.در اين بيماري فسفات از طريق كليه ها دفع مي شود و جذب روده اي كلسيم نيز دچار نقص مي شود .در بعضي از افراد رباطها كلسيمي مي گردند.درمان با مصرف خوراكي فسفات و ويتامين دي صورت مي گيرد.
یک بیماری ارثی غشاءهای پایه است که مشخصه آن ایجاد کری حسی عصبی و نارسائی کلیوی می باشد.دومین علت شایع ارثی نارسائی کلیوی می باشد.معمولا مردان جوان را تحت تاثیر قرار می دهد.در این بیماری غشاء پایه گلومرول ضخیم می شود.
منبع:http://www.chp.edu/CHP/P02163
http://www.orpha.net/consor/cgi-bin/OC_Exp.php?Lng=EN&Expert=464
https://gpnotebook.co.uk/simplepage.cfm?ID=-1382416350
http://renux.dmed.ed.ac.uk/edren/EdRenINFObits/AlportLong.html
شنبه سوم اسفند 1387
مقایسه میزان شیرینی قندها
| SUGAR | RELATIVE SWEETNESS | OTHER NAME |
| Sucrose Glucose Fructose Lactose Maltose Sorbitol |
1 0.7 1.1 0.4 0.5 0.5 |
Sugar Grape sugar Fruit sugar Milk sugar Malt sugar - |
شنبه سوم اسفند 1387
نوع توارث بیماری دیستروفی عضلانی
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
بیش از 60 درصد توالی ژنوم کامل انسان نئاندرتال مشخص شد
بیشتر این DNA از استخوانهای انسان نئاندرتال کشف شده د ر غاری در کرواسی به دست آمده است.انسان نئاندرتال حدود سی هزار سال پیش در اروپا و قسمت هائی از آسیا می زیسته است زمانی که مردمCro-Magnon(اجداد انسان های مدرن)وارد آنجا شده اند. .مقایسه ژنوم انسان نئاندرتال با انسان کنونی نشان می دهد که تنها ژن FOXP2 مشابه ما می باشد ژنی که در توانائی صحبت کردن نقش دارد با این وجود نمی تواند مطمئن بود که این انسان قادر به صحبت بوده است.در سایر ژنها میزان شباهت بسیار اندک می باشد.تیم تحقیقاتی در حال بررسی سایر ژنها و مقایسه آنها با ژنهای انسان کنونی به ویژه ژنهای مر بوط به رشد و نمو مغزمی باشد.دو گروه کار مشخص کردن ترتیب نوکلئو تیدهای بیش از یک بیلیون قطعه از DNA نئاندرتال را شروع کرده اند تا بتوانند ژنوم را مشخص نمایند.بررسیهای اولیه نشان می دهد که انسان نئاندرتال(نزدیک ترین خویشاوند انسان کنونی)میزان اشتراکات بسیار کمی در مخزن ژنی خود با انسان کنونی دارند.میزان شباهت بسیار کم می باشد.با توجه به اینکه در گذشته توالی ژنوم انسان و شامپانزه مقایسه شده است با مشخص شدن توالی ژنوم انسان نئاندرتال میتوان مشخص نمود که چگونه نئاندرتال ها از انسان ها متفاوت شده اند.
منبع:http://news.yahoo.com/s/nm/20090212/od_uk_nm/oukoe_uk_neanderthal
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
بررسي روشهاي مختلف حركت ماهيان
1-حركت موجي بدن
2-باله هاي زوج(سينه اي و لگني(شکمی))
3-باله هاي فرد(دمي-پشتي-مخرجي)
4-تركيبي از عوامل فوق
اينكه كدام يك از روش هاي فوق مورد استفاده قرار گيرد به توانائي هاي فيزيولوژيك وميزان ضرورت تغيير محل براي ماهي بستگي دارد.باله ها مهمترين اعضاء حركت شناي ماهيان باله ها هستند كه به وسيله انقباض و انبساط عضلات بخصوص به حركت درآمده و بدين طريق سبب حركت ماهي مي شوند. هر يك از باله ها وظايف خاصي برعهده دارند مثلا باله هاي سينه اي هدايت ماهي در مسير دلخواه و توقف در ضمن حركت را انجام مي دهند و وظيفه باله هاي لگني، پشتي و مخرجي نگهداري ماهي در حالت طبيعي است. علاوه بر اين، حركت جانبي دم و باله دمي باعث حركت سريع ماهي به جلو مي شود. در برخي ماهي هاي كفزي، باله هاي سينه اي علاوه بر انجام وظيفه خود به عنوان تكيه گاه بدن نيز مورد استفاده قرار مي گيرند.

منبع:http://hadi-alavi.persianblog.ir/1384/8 http://fishanatomy.net/webpages/Facts/fins/fins.html
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
آندودرم و اگزودرم در ریشه

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
سوال:منظور از گندم تک دانه و گندم دو دانه و معمولی در صفحه 161 کتاب زیست و آزمایشگاه 2 چیست؟
پاسخ:بر اساس ویژگی های ظاهری (مورفولوژی)شولتز گندم را تقسیم بندی می کند:
۱-اینکورن(گندم تک دانه):مانند Triticum monoccum
۲-امر(گندم دو دانه): مانندT. Dicoccoidesو t.durum
۳-گندم dinkel:مانند t.vulgar و t .spelta
گندم تک دانه گندم دیپلوئید با 2n=14.در این گروه در هر سنبلچه در محور سنبلچه یک دانه وجود دارد.امروزه در یونان و قسمتی از آسیای صغیر می توان آنها را پیدا کرد که به آنها گندم پوست دار گویند.در واقع پوشینه های آنها یا گلومه های آنها پس از خرمن کوبی هنوز به دانه چسبیذه اند. تاکنون نوع زراعی آن مشاهده نشده است و در زراعت به عنوان علف هرز محسوب می شود. گندم تك دانه : گندمي است كه در داخل هر سنبله فرعي (گل هاي گندم كه در خوشه هاي متراكم ديده مي شوند، سنبله ناميده مي شوند ) فقط يك دانه وجود دارد . گندم دو دانه : گندمي است كه در داخل هر سنبله فرعي دو دانه وجود دارد . گندم معمولي : گندمي كه در هر سنبله فرعي بين 4- 1دانه وجود دارد .
منبع:http://aftab.ir/articles/science_education/agriculture_fishery/c3c1215600786_wheat_p1.php
چهارشنبه دوم بهمن 1387
قسمت خوراکی زعفران چیست؟
|
زعفران گياهي است با نام علمي Sativus Crocus از خانواده زنبق (lridaceae) . اين گياه چند ساله ، داراي پياز كوچك ، تقريبا كروي ، و پوشيده شده از غشاي قهوه اي رنگ مي باشد. اين گياه ، بومي نواحي مختلف آسيا به ويژه جنوب غربي آسيا ، جنوب اروپا و جنوب اسپانيا است ، ولي در حال حاضر در نقاط ديگري از دنيا كشت و برداشت مي شود . |
|
|
ارتفاع قسمت هوايي و بيروني گياه حدود 10تا 30 سانتي متر بوده كه داراي ساقه و تعدادي برگ هاي باريك است . از وسط برگ ها ، ساقه توليد شده ، گل خارج مي شود و در ماه هاي مهر تا آذر گل ها به تعداد يك تا سه عدد بر روي هر ساقه ظاهر مي شوند . گل ها به رنگ بنفش و داراي 6 گل برگ مي باشند . قسمت مورد استفاده ي گياه كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است انتهاي خامه و كلاله ي گل (مادگي ) مي باشد كه به رنگ قرمز متمايل به نارنجي است . | |

دوشنبه بیست و سوم دی 1387
در دیابت مصرف قند های ساده مناسب است یا قند های پیچیده؟
پاسخ:کربو هیدرات های پیچیده بایستی ابتدا هضم شده و سپس جذب شوند بنابر این سریعا قند خون را بالا نمی برند بر عکس کربو هیرات های ساده(استثنا در مورد فروکتوز است که قند ساده ای است اما اندیس هیپر گلیسمی آن پائین است).امروزه برای بررسی تاثیر یک قند بر بالا بردن قند حون از اندیس هیپر گلیسمی(GI) استفاده می کنند:میزانی که کربو هیدرات هاباعث بالا بردن قند خون می شوند را انديس هيپر گلیسمی گويند .براي گلوكز اين انديس ۱۰۰ مي باشد(رفرانس).اگر انديس بيشتر از ۷۰ باشد غذا انديس بالائي دارد و اگر كمتر از ۵۵ باشد انديس پائيني دارد و بين ايندو حالت متو سط دارد.نشاسته یک کربو هیدرات پیچیده است .خیلی از غذا های نشاسته ای (مانند سیب زمینی)اندیس متوسط و یا بالائی دارند و بنا براین بهتر است آنها را با یک ماده غذائی با اندیس پائین مصرف شوند.
Glycemic Index of Sugars
فروکتوز 23
گلوکز 100
عسل 58
لاکتوز 46
مالتوز 105
سوکروز 65
نان سفید 70
پیاز 10
ذرت 55
قارچها 10
ذرت بو داده 55
فلفل قرمز 10
شیر کامل 22
منبع:http://www.carbs-information.com/glycemic-index-food-chart.htm
http://www.carbs-information.com/starch.htm
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
دلیل زرد شدن برگ در پائیز
پاسخ:بعضی تصور می کنند در پائیز سبزینه(کلروفیل)به ماده زرد رنگ دیگری تبدیل می شود و در نتیجه برگ زرد می شود.اما چنین نیست.رنگ سبز برگ ها در بهار و تابستان به دلیل وجود سبزینه می باشد البته رنگیزه های زرد و نارنجی و... نیز در برگ وجود دارند اما چون مقدار آنها کمتر از سبزینه می باشد رنگ غالب سبز است .در فصل پائیز تولید کلروفیل کاهش می یابد در نتیجه رنگ رنگیزه های موجود دیگر در برگ ها ( زرد و یا نارنجی)رنگ غالب می شود و با عث می شود رنگ برگ زرد و یا نارنجی گردد.
![]()
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
حلقه های رشد کاج
پاسخ:درختان همیشه سبز نیز در فصل مساعد تر سلولهای آوندی با قطر بیشترایجاد می کنند و در فصل نا مساعد تر سلولهای آوندی با قطر کمتر بنا براین حلقه های رشد دارند.

منبع:http://sres-associated.anu.edu.au/mensuration/BrackandWood1998/STEMANAL.HTM
یکشنبه هشتم دی 1387
Eyeshine(tapetum lucidum)
![]()
![]()
![]()
پاسخ:لايه اي است در چشم بسياري از مهره داران كه بلافاصه درپشت و ياگاهي اوقات در داخل شبكيه قرار دارد . اين لايه نور مرئي را از پشت شبكيه(پس از عبور از شبکیه)مجددا به داخل شبكيه منعكس مي كند وباعث افزايش نور در دسترس گيرنده هاي نوري شبكيه مي گردد. اين عمل باعث افزايش بينائي در نور ضعيف مي گردد.اما ازتداخل شعا ع هاي منعكس شده يك تصوير تیره تشكيل مي گردد.اين لايه باعث ديد بهتر شبانه در بعضي از حيوانات مي گردد.بسياري از اين حيوانات شب رو هستند وبه ويژه گوشتخواربوده و در شب شكار مي كنند.بعضي از اين حيوانات نيز در عمق دريا زندگي مي كنند .اگر چه بعضي از پريمات ها اين لايه را دارند اما انسانها آن را ندارند.درخشش چشم اثر قابل رويت اين لايه مي باشد.وقتي نور به داخل چشم حيواني كه اين لايه را دارد مي تابد مردمك درخشان مي شود.اين پديده در بسياري از حيوانات قابل رويت مي باشد(هم در طبيعت و هم در مقابل فلاشهاي نور).در نور كم يك فلاش دستي نيز براي ايجا د يك درخشش قابل مشاهده توسط انسان (كه ديد ضعيفي در تاريكي دارد) كافي است.از اين تكنيك طبيعي دانها و شكار چي ها براي جستجوي وجود حيوانات در شب استفاده مي كنند.درخشش چشمها طيف متفاوتي از رنگها را كه شامل سفيد آبي سبز زرد صورتي و قرمز مي باشد ايجاد مي كند.به علت اينكه درخشش چشم نوعي Iridescence( ايجاد قوس و قزح: يك پديده نوري است كه ديد رنگهاي مختلف بسته به زاويه ديد دارد)مي باشد لذا نوع رنگ مشاهده شده در چشم بستگي به زاويه ديد و رنگ منبع نور تابيده شده به چشم دارد.درخشش سفيد در بسياري از ماهي ها .در خشش آبي در بسياري از پستانداران مانند اسبها .در خشش زرد در بسياري از پستانداران مانند گربه و سگ و راكون و درخشش قرمز در جوندگان واپاسوم و پرندگان ديده مي شود.چشم انسان فاقد اين لايه مي باشد و بنابر اين چشم انسان درخشان نمي باشد اما در انسان و حيوانات دو اثر مي توان باعث درخشش چشمها گردد:
1- Leukocoria (انعكاس غير طبيعي سفيد از شبكيه) اين اثر را بر خلاف حالت چشم قرمز(eye red Effect) فقط با افتالمولوسكوپ قابل مشاهده است در اين حالت در چشم طبيعي وقتي با افتالمولوسكوپ نور را به داخل چشم مي تابانند چشم قرمز ديده مي شود اما در Leukocoria سفيد ديده مي شود كه نشان دهنده بيماري هاي مختلف از جمله آب مرواريد مي باشد.
![]()
۲-اثر چشم قرمز(eye red Effect)
كه فقط در فلاش هاي نوري ظاهر مي شود.
اين اثر وقتي ديده مي شود كه فلاش نوري خيلي به عدسي دوربين نزديك باشد(دوربين هاي فشرده) اين اثر در طبيعت ديده نمي شود و فقط هنگام استفاده از فلاش دوربين عكاسي ديده مي شود.
مكانيسمtapetum lucidum:براي درخشش چشم جانور از كريستالهاي پورين (اغلب گوانين)براي انعكاس نور استفاده مي كند.
منبع:http://en.wikipedia.org/wiki/Chromatophore#Iridophores_and_leucophores
یکشنبه یکم دی 1387
انواع DNA پلي مرازهای پروکاريوتی ارسالی استاد جلیلیان
در ارتباط با انواع DNA پلي مرازهای پروکاريوتی مطالبی ديدم ارسال مي کنم اميدوارم مفيد واقع شود :
DNA پلي مرازهاي پروکاريوتي :
نوع I :
در سال 1957 توشط آرتورکورنبرگ کشف شد از يک زنجيره ي پلي پپتيدي ساخته شده و در اشريشيا کلاي توسط ژن polA کد مي شود . داراي خاصيت پلي مرازي 5 به 3 و اگزونوکلئازي 3 به 5 و 5 به 3 است . دارا بودن خاصيت اگزونوکلئازي 5 به 3 موجب شده است که اين آنزيم پرايمرها را از ابتداي قطعات اکازاکي حذف کرده و به جاي ان DNA بسازد .و در ادامه ليگاز دو قطعه مجاور را به هم وصل مي کند .
نوع II :
اين انزيم نيز از يک زنجيره ي پلي پپتيدي ساخته شده است داراي خاصيت پلي مرازي 5 به 3 و اگزونوکلئازي 3 به 5 است اما خاصيت اگزونوکلئازي 5 به 3 را ندارد . احتمالا در ترميم ضايعات فيزيکي و شيميايي DNA نقش دارد .
نوع III :
آنزيم اصلي در همانندسازي پروکاريوت هاست . از بيش از 10 زيرواحد دارد( α θ χ ψ γ "δ δ τ2 β2 ε) که سه زير واحدهاي α θ ε هسته ي مرکزي آنزيم را مي سازند . فعاليت پلي مرازي 5 به 3 مربوط به زيرواحد α , و فعاليت اگزونوکلئازي 3 به 5 مربوط به زيرواحد ε است . نقش زيرواحد θ مشخص نيست ممکن است نقش کاملا ساختاري براي در کنار هم نگه داشتن دو زيرواحد مرکزي ديگر و همچنين گرد هم آوردن زيرواحدهاي کمکي ( χ ψ γ τ2 "δ δ β2) مختلف داشته باشد . دو زيرواحد β يک گيره لغزشي را ايجاد کرده و کمپلکس پلي مراز را محکم به رشته الگو نگه مي دارد .
البته کمپلکسي که در پروکاريوت ها سبب سنتز رشته هاي پيرو و پيشرو مي شود از دو نسخه آنزيم پلي مراز تشکيل شده است که توسط يک جفت زير واحد τ در کنار هم نگه داشته شده اند . اين کمپلکس دو نسخه ي کامل از پلي مراز نيست زيرا در آن فقط يک کمپلکس γ وجود دارد که متشکل از زيرواحد γ به همراه χ ψ "δ δ است عملکرد اصلي کمپلکس γ ( گاهي به ان Clamp loader مي گويند ) ميان کنش با زيرواحد β ( گيره لغزشي ) در هر نيمه کمپلکس است ولذا اتصال و جدا شدن آنزيم از الگو را کنترل مي کند . اين عملکرد در طي همانندسازي رشته پيرو ضروري است زيرا آنزيم بايد به طور مکرر در ابتدا و انتهاي هر قطعه ي اکازاکي متصل و جدا شود .(شکل در صفحه ی65 از جلد سوم بيوشيمی استراير , نشر خانه زيست شناسی)

