شنبه بیست و سوم آبان 1388
پاسخ به سوالات
۱-بر اساس قوانین فیزیک وقتی پرتو های نور از یک عدسی محدب عبور کنند شکسته شده ودر نقطه ای به نام کانون متمرکز می شوندو تصویری تشکیل می دهند که ممکن است حقیقی یا مجازی باشد مثلا در میکروسکوپ نوری،نور پس از عبور از عدسی شیء ای تصویر حقیقی و پس از عبور از عدسی چشمی تصویر مجازی تشکیل می دهد که ما آن را می بینیم این تصویر حاصل به هم رسیدن امتداد شعاع های نوری است. بنا براین درنزدیک بینی و دور بینی هم نور پس از عبوراز عدسی چشم و ازلایه ی نورون های چند قطبی و دو قطبی در جلو شبکیه یا در پشت آن تصویر تشکیل می دهد ولی شرط اینکه یک شیء واضح دیده شود این است که تصویر آن درست روی شبکیه(لایه ی گیرنده ها) تشکیل شود.
2-جنس پرده ی صماخ ،بافت پیوندی رشته ای است که دارای رشته های حلقوی و شعاعی است.عنکبوتیه پرده ی سروزی ظریفی مشابه پرده ی جنب،صفاق و پریکارد است و عبارت از یک بافت همبنداست که به وسیله ی لایه ی نازکی از سلول به نام مزوتلیوم با هسته ی بیضی دراز و سیتو پلاسم مکعبی پوشیده شده است.
3-نرم شامه پرده ی ظریفی سرشار از رگ های خونی فراوان است که رویه ی مغز را می پوشاند و به درون تمام چین های آن فرو می رود نرم شامه خون مورد نیاز بافت مغز را به آن می رساند.به هر حال مو ها ،پوست سر،جمجمه،سخت شامه،عنکبوتیه،مایع مغزی-نخاعی و نرم شامه که در خارج از بافت مغز قرار دارند به نوعی از مغز محافظت نیز می کنند.
4-قلقلک جزئی از حس خارش است که توسط محرک های مکانیکی متحرک به وجود می آید خارش و قلقلک هر دو جزء حس های پیکری می باشند و لذا نورون های حسی آن ها به لوب آهیانه ای ختم می شود.
منابع:فیزیولوژی دکتر سندگل-فیزیولوژی اعصاب و غدد درون ریز دکتر پروین رستمی و ضروریات بافت شناسی –دکتر رجحان
چهارشنبه ششم آبان 1388
پاسخ به سوال
۱-سمپاتیک در لغت به معنای تعلق خاطر و همدلی و همدردی است و در واقع اعصاب سمپاتیک در هنگام نیاز اندام ها به انرژی به اصطلاح این همدردی و همدلی را به خوبی نشان داده و حالت آماده باش ایجاد می کنند.پارا به معنی جنب و کنار یا مجاور است و پاراسمپاتیک در کنار اعصاب سمپاتیک حالت تعادل بدن را حفظ می کند.
2-بخش زیرین بشره(لایه ی چین خورده ی رویی) در شکل کتاب ،جلد پوست یا همان بافت پیوندی سست است که پوست را به ماهیچه های زیرین آن متصل می کند.
3-رنگ بنفش یا آبی درشکل مغز پلاناریا احتمالا برای مشخص تر شدن آن بوده است البته از رنگ های فلوروسنت برای بررسی آناتومی دستگاه عصبی جانوران استفاده می شود.
4-بر اساس متن کتاب زیست 2 اعصاب پیکری انقباض ماهیچه های اسکلتی راکنترل می کنند وبنا بر این ارادی هستند فقط انعکاس ها غیر ارادی می باشند ولی بر اساس کتب فیزیولوژی دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش پیکری و خود مختار است و پیکری خود شامل 12 جفت عصب مغزی(بعضی حسی ،بعضی حرکتی و بعضی مختلط هستند) و 31 جفت عصب نخاعی(همگی مختلط اند) وخود مختار شامل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که همگی حرکتی و غی ارادی اند و اعمال ماهیچه های صاف و غدد را کنترل می کنند.
5-اعصاب پاراسمپاتیک از دو ناحیه ی ساقه ی مغز(هسته های اعصاب حرکتی سوم،هفتم،نهم و دهم مغزی)و ناحیه ی خاجی نخاع منشا می گیرند.
6-در وسط نخاع مجرایی به نام اپاندیم وجود دارد که همین مجرا در بصل النخاع متسع شده ،بطن چهارم ،در هیپوتالاموس بطن سوم ودرون نیمکره ها ی مخ بطن های 1و2 را ایجاد می کنددر سقف بطن 3و4 اپی تلیومی از بافت عصبی جنینی وتخصص نیافته به نام شبکه ی کوروئید وجود دارد که غنی از مویرگ خونی است و مایع مغزی –نخاعی را ترشح می کند این مایع از طریق دو سوراخ لوشکا و یک سوراخ ماژندی که در بصل النخاع وجود دارند به فضای زیر عنکبوتی وارد می شود.
7-سانتریول 27 میکروتوبول دارد ولی هنگام تبدیل به مژک در زیر غشا تشکیل جسم پایه ای داده وآرایش میکروتوبول ها تغییر می کند به طوری که در ساختار مژک 20 میکروتوبول(9 دسته ی دو تایی در اطراف و دو تا در وسط)وجود دارد.
منبع:فیزیولوژی سند گل وفیزیولوژی اعصاب وغدد –محمد علی ابراهیمی
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388
فصل 1و2 پیش دانشگاهی
۱-یکسان بودن رمز های ژنتیکی در جانداران نشان می دهد که رمز ژنتیکی یک اثر باستانی است که در همان مراحل آغازین تاریخچه ی حیات تکامل یافته است.با این وجوددانشمندان استثنا های بسیار کمی را در مورد عمومی بودن رمز ژنتیکی شناسایی کرده اند.در چندین پروتوزوآی تک سلولی رمزUAAوUGAبه جای آنکه نقش علامت پایان را بازی کنند،آمینواسید گلوتامین را رمز می نمایند.مثال های دیگری در میتوکندری نیز یافت شده است.
۲-تشکیل پیوندپپتیدی در جایگاهAریبوزوم نیازمند آنزیم پپتیدیل ترانسفراز می باشد.این آنزیم یک پروتئین نیست بلکه یک RNAریبوزومی موجود در ساختار زیر واحدبزرگ ریبوزوم است.چنین RNAای با فعالیت کاتالیتیک را تحت عنوان ریبوزیم می شناسند.
۳-در ویروس های RNAدار تومور زا جریان معمول انتقال اطلاعات در جهت معکوس،یعنی ازRNAبهDNAصورت می گیرد ونیازمند آنزیم رونوشت بردار معکوس می باشند به همین دلیل به آنها رتروویروس می گویند.
۳-RNAهای کوچکی که توسط RNAپلیمرازIIساخته می شوند snRNAنام دارند که نقش آنزیمی داشته و رونوشت اینترون ها را قطع می کنندوRNAکوچک،محصول رونویسیRNAپلیمرازIIIهمان۵SrRNAمی باشد که در ساختار ریبوزوم بکار می رود.
۴-نواحی غیر رمزکننده ی درون ژن را اینترون(توالی بینابینی)می نامند.در بیشتر موارد مجموع اندازه ی توالی های اینترونی یک ژن،بزرگتر از مجموع طول اگزون های آن ژن می باشد.در واقع اینترون ها به منزله ی سوپاپ اطمینانی برای پیشگیری از اثرات مخرب جهش ها در فنوتیپ می باشند چون جهش های واقع شده در اینترون ها ،اثرشان در فنوتیپ ظاهر نمی شود.
۵-نام آنزیم های محدود کننده از نام باکتری هایی گرفته می شود که از آنها جدا شده اند مثلا HindIIIاز هموفیلوس انفلوآنزا گرفته می شود و توالی AAGCTTرا شناسایی کرده و آن را بین دو تاAمی شکند.باکتری ها این آنزیم ها را به این دلیل تولید می کنند تا در هنگام حمله ی باکتریو فاژ ها از خود دفاع نموده و DNAفاژ را تجزیه کنند.اما باکتریDNAخودش را بعد از همانند سازی تغییر شیمیایی می دهدو آن را از تخریب محافظت می کند.به این صورت که یک گروه متیل توسط آنزیمی خاص به یک یا چند باز در جایگاه شناسایی آنزیم محدود کننده اضافه می شود تا دیگر شناسایی نگردد و بریده نشود.
۶-یان ویلموت اسکاتلندی وهمکارانش نام بره ی متولد شده را بعد از مرگ دالی پارتن(به انگلیسی: Dolly Parton) خواننده، آهنگساز، هنرپیشه و نویسندهٔ زن مشهور آمریکایی ،دالی گذاشتند.
۷-درسیستم شماره گذاری مربوط به نامگذاری عوامل انعقاد خون ،شماره ها بیانگر ترتیب کشف فاکتور ها هستند و هیچ ارتباطی با ترتیب عملکرد آنها ندارند.مجموعا ۱۳ فاکتور در انعقاد خون نقش دارندکه اولین آنها فیبرینوژن است و شایع ترین نوع هموفیلی نوع کلاسیک آن می باشد (۸۵ درصد)که در اثر فقدان فاکتور شماره ۸ ایجاد می شود.( سینوس خونی که در شکل مغز وجود دارد چه نقشی دارد ؟
منبع:بیولوژی سولومون-خانه ی زیست شناسی
جمعه هفدهم مهر 1388
نکاتی در مورد فصل 1و2 زیست 2
۲-لکوسیت ها میتوانند از بین سلول های پوششی ورید چه ها و مویرگها عبور کرده ووارد بافتها شوند.
۳-علت تفاوت در نفوذپذیری غشا به یون پتاسیم نسبت به سدیم به ماهیت نفوذپذیری انتخابی غشا مربوط می شود.
۴-لنفوسیت هایB همانندگرانولوسیت ها در هنگام آماس و حتی در شرایط طبیعی می توانند از خون خارج شده و در بافتها به پلاسموسیت تغییر یابند وپادتن ها در بافت تولید شده و فاگوسیتوز ماکروفاژها را تشدید کنند چنانچه لنفوسیت ها در خون با میکروب ها تماس یابند تولید پلاسموسیت و پادتن در خون انجام خواهد گرفت در واقع پادتن ها در مایعات بدن(خون،لنف و آب میان بافتی)محلولند.
۵-اولین بار ژان نیکوت (که احتمالا نام نیکوتین از نام او گرفته شده)تنباکو را از پرتغال به پاریس برد و مورد استفاده ی پزشکی (مشتقات نیکوتین در درمان آلزایمر و پارکینسون کاربرد دارد)قرار داد.
۶-در تمام نورون های حرکتی،تمام نورون های پاراسمپاتیکی و نورون های پیش عقده ای سمپاتیکی و بخش هایی از سیستم عصبی مرکزی(ریشه های قدامی نخاع،قشر مغز،هیپوکمپ،هیپوتالاموس،هسته ی دم دار و نقاطی دیگر)و شبکیه ی چشم،ماده ی میانجی استیل کولین است.
۷-اين سينوس (سینوس سیاهرگی جمجمه)با آن معني که در ذهن مردم است فرق ميکند. منظور از اين سينوس، وريدهاي مغز است که خون را از مغز خارج ميکنند. وقتي چند تا از سياهرگهاي مغز به هم ميپيوندند، يک حفره يا سياهرگ بزرگ تشکيل ميشود که به آن سينوس ميگويند و نبايد آن را با سينوسهاي بيني اشتباه گرفت...
از آنجايي که مغز در داخل جمجمه استخواني قرار دارد، داراي يک محدوديت حجمي است و ميزان خون ورودي به مغز بايد با مقدار خون در حال تخليه از مغز در تعادل باشد. در غير اين صورت، فشار داخل مغز به شدت بالا ميرود و اين مساله موجب اختلال تخليه خون از مغز و در نتيجه عدم تعادل در مقدار خون ورودي و خروجي مغز ميشود. اين عدم تعادل موجب تورم بافت مغز ميشود.
۸-اعصاب محيطي: شامل شبكه اي از رشته هاي عصبي است كه در سراسر بدن گسترده شده اند. تماس با پايانه هاي اين رشته هاي عصبي حس درد را به همراه خواهد داشت. در اندام هايي مثل پوست ، مفاصل، عضلات و ساير اندام هاي بدن ميليون ها عدد از اين پايانه ها كه به نام گيرندههاي درد ناميده مي شود ديده مي شود اين گيرنده ها در نواحي اي كه بيشتر مستعد آسيب هستند مثل انگشتان دست و پاها تجمع بيشتري دارند. به همين دليل هنگامي كه يك براده فلز يا تراشه چوب وارد پوست دست مي شود درد بسيار شديدي را به همراه خواهد داشت. جالب است بدانيد در 5/2 سانتي متر مربع از پوست بيش از 1300 گيرنده درد وجود دارد. اين گيرنده ها انواع متفاوتي داشته كه هر يك تغييرات خاصي را احساس مي كنند. آنها همچنين التهاب موجود در بافتها و عفونت ها را كشف و شناسايي كرده و در اين حالت پيامهايي را به شكل تكانه هاي الكتريكي به نخاع و مغز مي فرستند.
احشای درونی بدن نظیر معده و روده ها نسبت به بریدن ، له كردن و سوزاندن حساس نیستند ولی اتساع آنها و كشش دیواره اقشای توخالی موجب بروز درد می شود . در اعضایی نظیر مغز،كبد طحال و كلیه ها خود نسج دارای حس درد نیستند ولی كپسول یا دیواره احاطه كننده آنها دارای حس درد است التهاب ،كشیده شدن یا آسیب دیدن این كپسول منجر به بروز درد می شود در مورد اعضایی كه درون پرده های غشایی قرار گرفته اند ، لایه های احشایی فاقد حس هستند، ولی لایه های جداری ، نظیر لایه جداری پلور و صفاق در اثر التهاب و كشش، دچار درد می شوند .
منبع:درسنامه خون دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی وفیزیولوژی سندگل و
daneshnameh.roshd.ir
سه شنبه چهاردهم مهر 1388
پاسخ به سوال همکار

فرمول استیل کولین: cH3-co-o-cH2-cH2-N+(cH3)3
پیش ساز کولین(تری متیل اتانول آمین) فسفاتیدیل کولین(لسیتین)است
منبع:hthttp://www.iranagribiz.com/و بیوشیمی دکتر شهبازی
2-اکثر قوس های نورونی ومسیر های سیناپسی در مراکز عصبی(مغز و نخاع)از طریق نورون های واسطه با یکدیگر ارتباط دارند.نورون واسطه نورونی است که آکسون آن هیچ گاه وارد ماده ی سفید نمی شود.این نورون ها نقش مهمی در طولانی کردن فعالیت های سیستم عصبی مرکزی ایفا می کنندیعنی یک تحریک واحد از ناحیه ی نورون پیش سیناپسی می تواند عضله ای را به مدت چند دهم ثانیه در حال انقباض نگه دارد زیرا در محل سیناپس آوران (حسی)و وابران(حرکتی)تعداد زیادی نورون واسطه جای می گیرندومدارهای نورونی متعدد در میان آن دو ایجاد می کنندو به علت اختلاف طول مدارهای نورونی،نورون حرکتی(پی سیناپسی)چند بار متوالی توسط این مدارها تحریک می شودو در نتیجه زمان انقباض عضله طولانی تر می گردد.این نورون ها مخصوصا در نواحی قشری دارای فعالیت خودبخودی هستندکه حتی در غیاب یک تحریک هم صورت می گیرد.(منبع:فیزیولوژی دکتر سندگل)
3-در مورد تغییر بازوفیل ها به ماستوسیت بعد از خروج از خون گمانم بر این است که در کتاب بافت شناسی دکتر رجحان اشاره به این موضوع شده است لطفا در صورت اطمینان ازعدم صحت این مطلب حقیرو سایر همکاران را رهنمون فرمایید.
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
پاسخ به سوال همکار
۱-تمام لکوسیت ها دارای خاصیت دیاپدز میباشند منتها لنفوسیتها در شرایط طبیعی هم این عمل را انجام می دهند ولی بقیه ی لکوسیت ها فقط در موارد مرضی از این خاصیت استفاده می کنند.بازوفیل ها پس از خروج از خون به ماستوسیت تغییر می یابند.
۲-در مراكز عصبي علاوه بر نورون ها سلولهاي ديگري به نام نوروگليا وجود دارند كه تعدادشان به مراتب بيشتر از نورونها است .اين سلولها كارهاي گوناگوني را انجام مي دهند , از وظايف مهم آنها مي توان به حفاظت از نورون تغذيه نورونها و تنظيم محيط شيميايي آنها ,ساختن پوشش از جمله غلاف ميلين ,از بين بردن ميكروبها (بيگانه خواري ) اشاره نمود .
در مقايسه سلولهاي نوروگليا با سلولهاي عصبي به طور خلاصه مي توان چنين گفت :
نوروگليا ها كوچكترند , به طوري كه با وجود تعداد بيشترشان حجم كمتري را نسبت به نورون ها اشغال مي كنند .ضمنا نوروگليا ها (که ۴ گروه هستند)قدرت تقسيم و تكثير را حفظ مي كنند , در صورتي كه مي دا نيم نورون بعد ا ز توليد ديگر تقسيم نمي شود .سلول های شوان غلاف میلین را در اطراف رشته های عصبی خارج از نخاع(محیطی)می سازند در سیستم عصبی مرکزی سلول های پشتیبان شامل میکروگلیا،آستروسیت و اولیگودندروسیت می باشند که اولیگودندروسیت ها پوشش اطراف نورون های مرکزی را می سازند.
منبع:بافت شناسی دکتر رجحان و فیزیولوژی سندگل
یکشنبه دوازدهم مهر 1388
پاسخ به سوال همکار
۲-نورون های یک قطبی : مانندنورون های حسی پوست که دندریت بلند و آکسون کوتاه دارند آکسون به دلیل آسیب پذیر تر بودن نسبت به دندریت ها در مقابل فشار های پوستی در این نورون ها کوتاه است و توسط مهره ها حفاظت می شود.
نورون های دوقطبی:مانند لایه ی هسته ای داخلی یا میانی شبکیه و گیرنده های حسی بویایی
نورون های چند قطبی:مانندلایه ی گرهی شبکیه یا سومین لایه که آکسون های آن عصب بینایی را ایجاد می کند و نیز نورون های حرکتی نخاع
منبع:فیزیولوژی دکتر سندگل وکالبد شناسی وفیزیولوژی دانشگاهی دکتر هوشمند ویژه
جمعه دهم مهر 1388
بیماری " آلکاپتونوریا "
بیماری " آلکاپتونوریا " نوعی بیماری ژنتیکی است(مغلوب اوتوزومی) که در اثر نارسایی در فرایند تجزیهی اسیدآمینههای فنیل آلانین و تیروزین به وجود میآید. این بیماری پیامد کمبود آ نزیمی است که اسید هموجنتیسیک (آلکاپتون) را به اسید مالیل استواستیک و اسید فوماریک تبدیل میکند. در اثر کمبود این آنزیم، که هموجنتیسیک اسید اکسیداز نام دارد، آلکاپتون در بدن بیمار انباشته میشود و از راه ادرار به بیرون راه مییابد(علت نامگذاری بیماری بدین نام وجود آلکاپتون درادرار یاureaاست) . در فرد سالم تیروزین توسط آنزیم ترانس آمیناز به اسید پارا هیدروکسی فنیل پیروویک تبدیل می شود سپس این ماده به وسیله ی یک اکسیداز خاص که حاوی مس است به هموجنتیسیک اسید یا آلکاپتون تبدیل می گردد و همانطور که گفته شد در نهایت آلکاپتون به وسیله ی آنزیم هموجنتیسیک اسید اکسیداز به مواد اسیدی تجزیه میشود.این نارسایی به بیماری خطرناکی نمیانجامد، اما وقتی ادرار در برخورد با هوا قرار میگیرد، آلکاپتون با اکسیژن واکنش میدهد که پیامد آن، تبدیل آلکاپتون به فراوردهای تیره رنگ است و این فراورده باعث تیره شدن رنگ ادرار میشود. از این رو، مردم عادی نوزادنی را که با این نارسایی به دنیا میآمدند، انسانهایی سیاه بخت و تیره روز میپنداشتند.
آرچیبلد گرود با پژوهش گستردهای که روی این بیماری انجام داد، به این نتیجه رسید که این نارسایی، به علت یک عامل ژنی نادر (باتوار ث مندلی) رخ میدهد و ازدواج بستگان درجهی اول، زمینهی بروز این صفت نهفته و نادر را آماده میسازد. برای این پژوهش بود که نظریهی " یک ژن، یک آنزیم " ، با نام این پژوهشگر گره خورد. البته، وی با گردآوری و تفسیر دادههای به دست آمده از پژوهشهای دانشمندان دیگری، به این مفهوم پایهای دست پیدا کرد. َاسید هموژنتیسیک علاوه بر رسوب مستقیم دربافتها با مهار آنزیم لیزیل ئیدروکسیلاز مهارکننده بیوسنتز کلاژن نیز هست بدین ترتیب که اسیدهموژنتیسیک نگهداری شده دربدن به طورانتخابی به الیاف کلاژن بافت همبند و تاندونها و وترعضلانی وغضروفها متصل شده وآنها را به رنگ آبی مایل به سیاه در می آورد.اوکرونروز اصطلاحی است که تیره شدن بافتهارا توصیف می کند
به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .
و به دلیل تجمع پلیمر سیاه اسیدهموژنتیسیک در غضروف و بافتهای مزانشیمی دیگر میباشد.اوکرونروز در بافتهای مختلف مانند غضروفها(بینی.گوش.دنده.حنجره.نای.مفاصل)و تاندونها و نسوج نرم(گونه.دست.فقرات....)اپیدرم.اندوکارد و انتیمای عروق.کلیه.پروستات.ریه.صلبیه.ملتحمه و قرنیه.پرده صماخ رخ می دهد ولی بیشتر در گوشها.بینی و گونه ها دیده می شود .
3- چگونه الکاپتونوریا بر مفاصل تاثیر می گذارد ؟
جدی ترین عارضه اوکرونروز ناشی از رسوب رنگدانه ها درغضروفهای مفصلی می باشد.به دلایل نامشخصی این پیگمانتاسیون موجب می شود که غضروف لغزندگی طبیعی خود را از دست داده شکننده و شیاردار گردد.فرسایش و پاره شدگی این غضروف رشته رشته به درون استخوان زیرین رانده می شود و باعث تشدید بیشتر آسیب می گردد.ستون مهره ای و مخصوصا دیسک بین مهره ای اولین هدف این تهاجم است.اما بعدا مفاصل زانوها شانه ها و لگن ممکن است مبتلا شوند.مفاصل کوچک دستها و پاها معمولا مبتلا نمی شوند با آنکه نقص متابولیکی از هنگام تولد وجود دارد.آسیب مفصلی دژنراتیو به آهستگی به پیش می رود و معمولا با دهه چهارم زندگی از نظر بالینی قابل تشخیص نمی باشد .
آرتریت در مردان معمولا شدیدتر است.آرتریت ناشی از این بیماری خصوصیات بالینی آرتریت روماتیسمی را دارد ولی در پرتونگاری خصوصیت استئوآرتریت را دارا می باشد.تغییرات دژنراتیو و مهره های کمری همراه با کم شدن فضای مفصلی و چسبیدن جسم مهره ها مشخصه بیماری است پاتوژنز تغییرات آرتریتی هنوز مشخص نشده است . آسیب مفصلی دژنراتیو با وجود آنکه تهدیدی جهت ادامه زندگی نیست ناتوانی موجود در اشکال حاد استئوآرتریت افراد مسن می باشد ولی در عارضه آلکاپتونوری این آرنروپاتی در سنین بسیار پایینی رخ می دهد.
منبع:بیوشیمی عمومی (دکتر شهبازی و دکتر ملک نیا)
و گروه زیست شناسی شبه قاره ی هند
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
انتقال ایدز از طریق شیر مادر
ولی تاکنون هیچ شواهدی مبنی بر تکثیر ویروس ایدز در حشرات یا انتقال از طریق حشراتی که نیش زده یا خون می مکند مشاهده نشده است.چرا که برای انتقال بیماری حداقل ۵۰ویروس باید وارد خرطوم شود(که نمی شود)وثانیا به علت عدم وجود گیرنده ی خاص ویروس ایدز ُمعده ی حشرات قادر به تکثیر این ویروس نیست بنا بر این حشرات نمی توانند ناقل باشند.از طرف دیگر ویروس ایدز به محض تماس با آنزیم های معده ی حشره دناتوره شده و خاصیت خود را از دست می دهد و اصلا قابل مقایسه با پلاسمودیم که یک سلول یوکاریوت و مقاوم به آنزیم های معده ی پشه استُ نمی باشد.
منبع:خبرنامه ی آموزشی-فرهنگی مرکز تحقیقات یزد
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
خداوند از زبان ملاصدرا

جمعه پانزدهم خرداد 1388
سوال همکار
می دانیم که ژن های یو کاریوتی دارای مناطق اگزون و اینترون است وبا ژنوم پروکاریوتی متفاوت می باشد.بنا بر این چگونه می توان ژن انسولین ساز انسانی را در باکتری تکثیر نمود؟ برای این کار ابتدا mRNAانسولین را از لوزالمعده ی انسان جدا می کنند.می دانیم که در mRNA بالغ فقط مناطق اگزون وجود دارد.سپس این mRNAرا به کمک ترانس کریپتاز معکوس که از رتروویروس ها جدا می کنند تبدیل به cDNAمی نمایند.چون آنزیم ترانس کریپتاز نیز مانند DNAپلی مرازها به یک قطعه ی اولیه برای شروع سنتز نیاز دارد باید یک قطعه پرایمر در اختیار آن قرار داد.از آنجا که mRNAیو کاریوتی ها معمولا یک دم پلی Aدر قسمت ۳داردُقطعه ی پرایمر معمولا پلی Tمی باشد.در مرحله ی بعد به وسیله یRNAaseرشته ی RNAهیدرولیز شده و با کمک آنزیمDNAپلی مرازIرشته ی مکمل DNAساخته می شود.بدین ترتیب یک DNAدو رشته ای ساخته می شود.چون اینDNAبه طور مکمل RNAساخته شده است به آن cDNA(مکمل یاcomplementary)گفته می شود.حال این cDNAرا به کمک وکتور وارد باکتری نموده و با کلون کردن آن وبیان ژن پروتئین انسولین استخراج می گردد.
۲-آیا رنگ چشم انسان در طول زندگی تغییر می کند؟
رنگ چشم مانند رنگ مو تقریبا از بدو تولد ثابت است و در پروسه ی رشد ممکن است به صورت یکنواخت تغییر مختصری داشته باشد.حتی ممکن است رنگ دو چشم از بدو تولد متفاوت باشد و یک چشم تیره تر یا روشن تر از چشم دیگر باشد.هر گونه تغییر رنگ شدید و غیر معمول به خصوص اگر به صورت لکه ای و خال مانند یا غیر یکنواخت باشد غیرطبیعی است و باید مورد بررسی قرار گیرد.
منبع:خبر نامه آموزشی گروه زیست شناسی استان یزد
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
پاسخ به سوال همکار
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
سوال دانش آموز
میترال:کشیشی به نام آقای بیشاب میتر درکشور فرانسه کلاه خودی بر سر می گذاشت وچون پژوهشگران اولین بار در زمان کشف و شناسایی دریچه ی بین دهلیز چپ و بطن چپ شباهتی بین این دریچه و کلاه خود آقای میتر یافتند نام این دریچه را منسوب به او یعنی میترال گذاشتند.
دوازدهه یا اثنی عشر:درازی این بخش از روده ی باریک ۱۲ انگشت است.علمای تشریح قدیم درازی آن را این گونه اندازه می گرفتند.
دیافراگم:دیا به معنی دو وفراگم به معنی بخش و تقسیم کردن و دیافراگم ماهیچه ای که بدن را به دو بخش فوقانی(قفسه ی سینه)وتحتانی(حفره ی شکمی)تقسیم میکند.
لوله ی فالوپ: این لوله ها اولی بار توسط محقق ایتالیایی به نام آقای فالوپیوس مورد شناسایی و مطالع قرار گرفت.
آلزایمر:یا فراموشی پیری اولین بار در سال ۱۹۰۷ توسط آلویس آلزایمر از نظر بالینی و پاتولوژی در یک زن ۵۵ ساله که در اثر ابتلا به این بیماری فوت شد،توضیح داده شد.
پارکینسون:اولین بار در سال ۱۸۷۰ توسط جیمز پارکینسون شرح داده شد.
منبع:اسرار بدن-برنارد گلمسر- ترجمه ی محمود بهزاد
یکشنبه دهم خرداد 1388
تاثیر اوزون بر بدن
اوزون گازی است بیرنگ، سمی، ناپایدار با بوئی مخصوص و سوزآور. غلظت این گاز در هوا با ازدیاد ارتفاع افزایش مییابد و مقدار آن از ارتفاع 25000 پایی به بالا به تدریج زیاد میشود و در برخی از ارتفاعات و نواحی به بالاترین حد میرسد. مثلاً در ارتفاع 60000 پایی از سطح دریا به بالاترین میزان در هوا وجود دارد که البته نسبت به تغییر فصول سال و تغییرات عرض جغرافیایی و شرایط آب و هوایی این مقادیر متغیر است. اوزون در نواحی دور از خط استوا و در اواخر فصل زمستان و اوائل فصل بهار در حد بالایی در هوا پراکنده است. با وزش بادهای قطبی ذرات اوزون از مناطق دور به ارتفاعات پائینتر سرازیر شده و هنگامیکه هواپیما در این شرایط پرواز میکند مقدار زیادی از آن وارد هواپیما میشود.
تأثیرات فیزیکی اوزون بر بدن نسبت به میزان استنشاق متفاوت است و خوشبختانه اثر آن در اغلب مردم بسیار کوتاه مدت است. چنانچه بدن انسان در هوایی که به میزان 3/0 (سه دهم) واحد در میلیون حجم، اوزون داشته باشد قرار گیرد به ناراحتیهایی از قبیل سوزش گلو، چشم و بینی دچار میشود و گاه وضع تنفس را دشوار میسازد.
منبع:مقاله ی صنایع هوایی
جمعه هشتم خرداد 1388
مادری با سه بچه در مراحل مختلف رشد
پنجشنبه هفتم خرداد 1388
گیاهان گوشتخوار
به طور حتم تصاويرى از گياهان گوشتخوار را ديده ايد؛ تصاويرى كه در آنها برگ هاى آرواره مانند براى شكار حشره اى نگونبخت به انتظار نشسته و يا طعمه لذيذى را نصيب خود ساخته اند.
اين گياهان با آرواره هاى قوي خود كه همان برگ هاى تغيير شكل يافته اند، قادرند در يك چشم بر هم زدن و در يك دهم ثانيه، حشرات نشسته در دام را اسير خويش سازند و از آنها به عنوان منبع غذايى استفاده كنند. برخى از گياهان نيز جنبش ها و تحركات برق آسايى را براى اهداف غير تغذيه اى به كار مى گيرند؛ به طورى كه در اين قبيل گونه هاى گياهى از حركات سريع براى انتشار دانه، گرده و يا دور كردن شكارچيان استفاده مى شود.
ساختار بافت ها و اندام هاى گياهى در برخى موارد، داراى تفاوت هاى بسيار بارز و عميقى با گونه هاى جانورى است. براى مثال، همانطور كه مى دانيم ماهيچه و بافت هاى عضلانى در گياهان وجود ندارد، پس گياهان ياد شده چگونه مى توانند چنين حركات سريع و برق آسايى از خود نشان دهند؟
دو دانشمند به تازگى با بهره گيرى از قوانين فيزيك، به تشريح و توصيف اصول مكانيكى ساختار اين قبيل گياهان پرداخته و نشان داده اند كه اين سرعت و حركت چگونه در پيكره آنها ظهور مى يابد.
ماهادوان، پروفسور رياضيات كاربردى و مكانيك در دانشگاه هاروارد واقع در كمبريج ايالت ماساچوست آمريكا مى گويد: براى درك زيست شناسي، همواره بهتر است ابتدا قوانين اساسى و بنيادى موجود در اين حوزه را فرا گيريم؛ قوانين فيزيكى و شيميايى و نيز اصول رياضياتى كه جهان زنده بر پايه آن بنا شده است.
وى و يكى از شاگردانش به نام اسكوتيم، با انتشار يافته هاى خود در شماره اخير مجله ساينس پرده از اسرار اين گياهان چابك برگرفته اند.
آنها گياهان سريع را به دو گروه عمده تقسيم كرده اند: گياهانى كه سلول هاى خود را براى ايجاد حركت هاى سريع، متورم و چروكيده مى كنند و نيز گروه ديگر، گياهانى كه از تكنيك تورم و چروكيدگى براى رها سازى ناگهانى انرژى ذخيره شده استفاده مى كنند و اين عمل را در قالب يك حركت به اصطلاح قاپ زدن و در چنگ گرفتن براى به دست آوردن طعمه يا يك حركت انفجارى براى انتشار دانه ها و گرده ها انجام مى دهند.
گياه Aldrovanda يا به اصطلاح گياه چرخ آبگرد كه عموزاده هاى گياه مگس گير ونوس است، به گروه نخست تعلق دارد. اين موجودات گوشتخوار بسيار كوچك و نازك هستند؛ به طورى كه سلول هاى آنان مى توانند به سرعت به وسيله جذب آب متورم شوند و كناره برگ ها را به يكديگر نزديك كنند و اين عمل را با چنان سرعت بالايى انجام دهند كه بى مهرگان آبزى موجود در اطراف گياه، فرصت و مجالى براى گريختن نيابند و به عنوان غذايى لذيذ در دام گياه گرفتار آيند.
پروفسور ماهادوان تصريح مى كند: گياهان بزرگ تر نمى توانند اين عمل را با چابكى و با چنين سرعت بالايى انجام دهند و از خواص فيزيكى آب و قابليت كشسانى آن بهره كافى را ببرند.
به گفته وي، مگس گير ونوس در گروه دوم از اين گياهان چابك و شكارچيان سريع جاى مى گيرد. اين گياهان داراى برگ هايى به شكل عدسى هستند كه به طرف داخل خميدگى يافته اند و به هنگام قرارگيرى به روى يكديگر، محفظه بسته اى را به مانند يك قفس و تله براى طعمه خويش پديد مى آورند.
هنگامى كه يك مگس، عنكبوت يا هر حشره كوچك ديگرى روى برگ هاى اين گياه گوشتخوار گام مى نهد، ماشه برگ را تحريك مى كند و سرانجام آنها را مى چكاند و به اين ترتيب، برگ ها به سرعت با جذب آب فراوان به درون سلول هاى خود، متورم مى شوند و نيروهاى وارده از اين جريان به برگ، موجب قرارگيرى دو برگ روى يكديگر و بسته شدن محفظه خواهد شد. همانطور كه روشن است، در پايان اين عمليات گياه مى تواند از طعمه به دام افتاده، براى تغذيه استفاده كند.
كارل نيكلاس، زيست شناس گياهى دانشگاه كورنل در نيويورك تاكيد مى كند: سيستم هاى طبقه بندى جديد، روش هاى رياضياتى مطلوبى براى توصيف پديده اى كه انسان ها سال هاى متمادى شاهد آن بوده اند را در اختيارمان قرار مى دهد و به كمك اين ابزار مى توان بيش از پيش پرده از اسرار اين موجودات شگفت انگيز برگرفت.
ماهادوان و همكارانش چندى پيش نتايج تحقيقات خود را در زمينه رفتار تغذيه اى گياه مگس گير، در ورنال نيچر منتشر كرده بودند و اينك انتشار نتايج تحقيقات جديد آنان مى تواند با تكميل يافته هاى پيشين، پنجره جديدى را به دنياى گياهان و اسرار نهفته در آن بگشايد و جنبه هاى تاريك رفتار اين گونه هاى زنده را روشن سازد.
بر اساس يافته هاى اين دانشمندان، حركت آب در درون سلول ها با ويژگى هاى فيزيكى منحصربه فرد آن، سيگنال هاى الكتريكى و نيز رهاسازى انرى ذخيره شده و نهفته در سلول ها، سه پايه فيزيكى كليدى و مهم برای ظهور گياهان چابك و شكارچيان سريع در جهان گياهى است.
منبع: آفتاب
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
سوالات مهم
3-با اینکه پیک دومین گلوکاگن وانسولین یکسان وبافت هدفشان نیز یکسان است چگونه سلول های کبدی تشخیص میدهند که در پاسخ به انسولین گلیگوژن بسازند ودر پاسخ به گلوکاگن آن را تجزیه کنند؟4-در گلبول قرمز چه نوع تخمیری انجام می شود؟5- آیا مخمر میتوکندری دارد؟
6-در باکتری های هوازی آنزیم اهای چرخه کربس وتبدیل پیروات به استیل کوآنزیم آدر غشا قرار دارد صحیح است؟7- نحوه ی عبور مونو و دی گلیسریدها از سلول های روده به آب میان بافتی چگونه است؟اگر منظور از لایه پلی ساکاریدی اطراف مویرگ پرز همان غشا پایه است این لایه در سلول های پوششی پرز هم وجود دارد ولی لیپیدها از آن عبور میکنند
7-منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز به چه شکلی است؟9-گردش خون کرم خاکی را به طور دقیق شرح دهید10-چرا آنزیم های لیزوزومی غشای واکوئل غذایی را بعد از ادغام هضم نمیکنند؟چه مکانیسم حفاظتی در این مورد وجود دارد؟11-کپک پنیسیلیوم 2 کروموزوم دارد آیا این دو همتا هستند یا غیر همتا ؟با توجه به این که چرخه زندگی قارچ ها از نوع هاپلوئیدی است و پنیسیلیوم یک دئوترومیست است.

